gol
gol

«ابوسعید ابوالخیر»

hardy
گیرم که هزار مصحف از بر داری

با آن چه کنی؟ که نفس کافر داری!

سر را به زمین چه می‌نهی بهر نماز؟

آنرا به زمین بنه که بر سر داری!!

×

توجه : دو ارسال نخستِ کاربرانِ جدید در تالار میدوری , پیش از نمایش , نیاز به تایید مدیریت دارند.

Latest Threads  آخرین ارسال ها :
نمایش آخرین ارسال این موضوع
 
امتیاز موضوع:
  • 5 رأی - میانگین امیتازات : 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
 
  
1 کاربر حاضر در تاپیک: (0 عضو, و 1 مهمان). 1 مهمان
نویسنده:میدوری
آخرین ارسال:میدوری
پاسخ: 1
بازدید: 3298
subscription
quickreply advancequickreply report



( گوناگون ) بررسی واژه ی «قهرمان - کهرمان»
  نویسنده پیام  | تغییر اندازه ی متن:  zoomin zoomout default
admin میدوری profile  
آفلاین
مدیر کل تالار
مدالهای میدوری1000500
1001011720
168241051
دسترسی به میدوری
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
اطلاعات میدوری


تاریخ عضویت: 05 November 2011

ارسال ها: 1,720
شماره کاربری: 1
میزان اعتبار:

محل سکونت: تهران
ماه تولد:
جنسيت:
تماس با میدوری
حالت میدوری
صفحه های میدوری
گوگل پلاس فیس بوک توییتر یوتیوب کلوب
اینستاگرام تلگرام
سپاس های میدوری
سپاس کرده 30 بار
سپاس شده 311 بار
گپی با میدوری
ارسال: #1
Book بررسی واژه ی «قهرمان - کهرمان»

rightarrow
بررسی واژه ی «قهرمان - کهرمان»
پس از تاختن تازیان به ایران بسیاری از واژه های پارسی که با «کاف‌» آغاز می شد به شیوه ی تازی، با «قاف» گفته و نوشته شد.

مانند:
کواد که قباد شد
کهرما‌ن که قهرمان شد
ابرکوه که ابرقو شد
کند‌ که قند شد‌
کاووس که قابوس شد
کالب که قالب شد
سماک که سماق شد
کلیه که قلوه شد
کهستان که قهستان شد
بادخیز که بادقیس شد
و ...


همان گونه که آمده، یکی از واژه هایی که «کا‌ف» آن به «قاف» دگرگون شد، واژه ی ‌«کهرمان‌» بود که به شیوه ی تازیان «قهرمان» گفته شد.
شگفتا که در خود سرزمین تازیان، واژه ی ‌«قهرمان» به شیوه پارسی گفته می شده و معنای «فرمانروا‌» و «کارفرما‌» را می دهد.

ناصر خسرو می گوید:
اگر اشتر و اسب و استر نباشد
کجا کهرمانی بود , کهرمان را

یا : «کجا قهرمانی بود، قهرمان را؟ در (رویه ی ٥٥ فرهنگ استاد معین) و همچنین در (رویه ی 3303 فرهنگ آنندراج) می خوانیم .
قهرمان» معرب «کهرمان‌» به معنای کارفرمای با جلال و قهر است . می دانیم که پسوند «مان» از پسوندهای وابستگی (نسبت) است که بدنبال بسیاری از واژه ها می آید . مانند «آسمان‌» که از ‌«اَس» به معنای سنگ آسیاب و پسوند وابستگی ‌«مان‌» ساخته شده .
«دودمان» که از واژه ی «دوده‌» به معنای خانواده و تیره و نژاد و پسوند مان پدید آمده و ... دیگر ساخت ها مانند: ریسمان، زایمان، چایمان و... و... ده ها ساخت مانند اینها.
بر این پایه «قهرمان‌» کسی است که با «قه‌»< ی‌ «<زور و نیرو‌» وابستگی دارد و واژه ی «کهر» نیز در زبان پهلوی ساسانی معنای «چیرگی و بانگ بر زدن و با ترشرویی رفتارکردن‌» را می دهد.
برای آگاهی بیشتر، در زمینه ی واژه ی پارسی ‌«کهرمان» و اینکه تازیان آن را از ما گرفته اند گهگاه در زبان خود نیز بکار می برند . سری به ‌«جدّه» پایتخت سرزمین تازیان می زنیم.

picture

در این شهر نوساز و امروزی، خیابانی است پر رفت وآمد به نا‌م «شارع الملک عبدالعزیز‌» که جایگاه توانگران و جهانگردان وکانون فروشگاه های بزرگ و سرشار از ساختمان های بلند و زیبا است.
در این خیابان ساختمان چندین اشکوبه ای دیده می شود که زیباتربن ساختمان این خیابان و شاید زیباترین ساختمان شهر جده است که به نام ساختمان «ملکه‌» نامیده می شود زیرا هسر ملک فیصل پادشاه پیشین عربستان آن را ساخته است.
در این ساختمان، بهترین فروشگاه ها و نمایشگاه ها بنیادگذارده شده و گران ترین کالاها فروخته می شود و باز در بهترین جای آن فروشگاهی بزرگ و چشمگیر دیده می شود که کالاهای دلخواه جوانان و ابزارهای ورزشی را می فروشد و با اینکه دارنده ی آن تازی است، نامی پارسی بر پیشانی آن می درخشد‌ «کهرمان!
واژه ای پارسی که ناب تر از آنچه که ما بکارمی بریم،بکار برده شده است ‌«کهرمان‌» همان واژه ای که ما به پیروی از شیوه ی تازیان آن را ‌«قهرمان» می گوییم ، در زبان پهلوی ساسانی به همین گونه «کهرَمان‌» بکارمی رفته و معنای ‌«نزدکسی آمدن تا او را خوار وکوچک کنند» را می دهد.
تازیان همین واژه (کهر) را از پارسی گرفته به گونه ی ‌«قهر» (و با همان معنا یعنی چیرگی و فرمانروایی بازور) بکار برده و از آن کار واژه و ساخت های گوناگون ‌«قهار. مقهور و قاهر‌» و چون آن را پدید آورده اند.
بر این پایه ‌«کهرمان» کسی است که با نیرو و توان خود و بازور و فشار بر هماورد خویش چیره و پیروز شود.
نیک بنگرید که چگونه یک واژه ی راستین و ناب پارسی را در دل سرزمین تازیان، درست به همان گونه ای که در زبان پارسی میانی (پهلوی ساسانی) بکار برده می شده بکار می برند ولی ما که خود دارنده و سازنده ی این واژه هستیم ، آن را به روش تازیان، با بندواژه ‌ «قِ» بکار می گیریم.
درباره ی ‌«کواد . ابرکوه . کاووس . کَند . سُماک .،...‌» دربخش های دیگر سخن رفته است.

برگرفته از کتاب : در ژرفای واژه ها اثر دکتر ناصر انقطاع




امضای میدوری :
[تصویر: mvd09b5.gif]
[تصویر: midori-sign-400.png]
محل حضور کاربر در تالار :  admin میدوری در تالار ميدوری حضور ندارد .
ديدگاه کاربران برای مطلب : help (روی آیکون مورد نظر کلیک کنید تا دیدگاه شما ثبت شود . در صورت انصراف تا دوبار می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید . برای پاک کردن دیدگاه روی همان آیکون یک بار کلیک کنید تا دیدگاه شما پاک شود .)

برچسب ها :

27 - November - 2014 13 : 01 PM
نقل قول این ارسال در یک پاسخ


subscription
quickreply advancequickreply report

موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Heart selection آیین نوروزی و آلودگی واژه ها میدوری 1 972 18 - March - 2016 15 : 03 PM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش پنجم) میدوری 0 1,903 14 - January - 2015 18 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش چهارم) میدوری 0 1,394 14 - January - 2015 11 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش سوم) میدوری 0 1,228 14 - January - 2015 03 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش دوم) میدوری 0 1,239 14 - January - 2015 54 : 12 AM
آخرین ارسال: میدوری

بازديدکنندگان از موضوع
کاربرانی که از موضوع بازدید کرده اند ( 1 ) کاربر




1 کاربر حاضر در تاپیک: (0 عضو, و 1 مهمان). 1 مهمان