gol
gol

«ابوسعید ابوالخیر»

hardy
گیرم که هزار مصحف از بر داری

با آن چه کنی؟ که نفس کافر داری!

سر را به زمین چه می‌نهی بهر نماز؟

آنرا به زمین بنه که بر سر داری!!

×

توجه : دو ارسال نخستِ کاربرانِ جدید در تالار میدوری , پیش از نمایش , نیاز به تایید مدیریت دارند.

Latest Threads  آخرین ارسال ها :
نمایش آخرین ارسال این موضوع
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
 
  
1 کاربر حاضر در تاپیک: (0 عضو, و 1 مهمان). 1 مهمان
نویسنده:میدوری
آخرین ارسال:میدوری
پاسخ: 1
بازدید: 2351
subscription
quickreply advancequickreply report



( گوناگون ) بررسی واژه های «صوفی , صوفیان , صوفیه و تصوف»
  نویسنده پیام  | تغییر اندازه ی متن:  zoomin zoomout default
admin میدوری profile  
آفلاین
مدیر کل تالار
مدالهای میدوری1000500
1001011720
168241051
دسترسی به میدوری
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
اطلاعات میدوری


تاریخ عضویت: 05 November 2011

ارسال ها: 1,720
شماره کاربری: 1
میزان اعتبار:

محل سکونت: تهران
ماه تولد:
جنسيت:
تماس با میدوری
حالت میدوری
صفحه های میدوری
گوگل پلاس فیس بوک توییتر یوتیوب کلوب
اینستاگرام تلگرام
سپاس های میدوری
سپاس کرده 30 بار
سپاس شده 311 بار
گپی با میدوری
ارسال: #1
Book بررسی واژه های «صوفی , صوفیان , صوفیه و تصوف»

rightarrow
بررسی واژه های «صوفی , صوفیان , صوفیه و تصوف»
درباره ی واژه ‌ «صوفی‌» که گروهی از هم میهنان ما، در آن گروه هستند و آیین ها و رفتارهای ویژه ای دارند، دیدگاه های گوناگونی را از پژوهندگان،گواه بوده ایم.گروهی بر آن هستندکه ‌«صوفی‌» از ریشه ی ‌«تصوف» می آیدکه وابسته به گرو‌ه «صفّه‌»اند. (گروه ‌«صُفه» به دسته ای از مستمندان گفته می شد که در آغاز پیدایی اسلام در «صُفه‌» (ایوان) مسجد پیامبر ماندگار بودند و از پول و خوراکی که تازه مسلمانان به آنها می دادند، زندگی را می گذرانیدند.
به دید نویسنده، برآورد این گروه از واژه ی ‌«صوفی» پایه ی درستی ندارد زیرا در زبان تازی، اگر بخواهند چیزی یا کسی را به «صفه» وابسته کنند «صفی» می گویند، نه ‌«صوفی» .
گروهی دیگر برآنند که واژه «صوفی‌» از ریشه ‌«صوف‌» می آید به معنای ‌«پشم» یا «پشم گوسفند‌» زیرا این دسته، ‌«پشمینه پوش» بودند و بیشتر پوشش آنان از پوست و پشم گوسفند بود.
شماری دیگری از پژوهندگان برآنندکه واژه ‌ «صوفی‌» از ریشه «صفا» می آید و ‌«صفا‌» یعنی یکدلی، یکرنگی و مهربانی.
هنوز دیدگاه ها پایان نیافته است زیرا دسته ای دیگر می گویند : واژه ی ‌«صوفی» از نام تیره ای تازی گرفته شده است به نام بنی صوفه‌.
این تیره با پرهیزگاری و بی نیازی از دارایی جهان بسرمی بردند و برخی برآنند : نخستین کسی که خود را وقف یاری به مردم و نیایش به خداوند کرد، مردی بودکه او را ‌«صفت» خواندند و نام راستینش ‌«غوث فرزند مر» بود و از این مرد سخن در تاریخ مانده است که گفته است: ‌«انقطاع مِن ما سَوی الله» (گسسته و بریده از هر چیز بجز خداوند).
و چون «صوفی‌» ها از دیدگاه رفتاری ، همانند او رفتار می کردند و پیرو او بودند، به آنان «صو‌فی» گفتند.
برخی دیگر از واژه شناسان می گویند: واژه «صوفی‌» از ریشه نام گیاهی نازک و کوتاه می آید به نام «صوفان‌ه» زیرا «صوفیا‌ن» به گیاهی اندک خوشنودند. (که بی گمان این دیدگاه نیز سست و بی پایه است . چون اگر نام آنها از این ریشه گرفته شده باشد. به آنها نیز باید‌ «صوفانی‌» گفت، نه «صو‌فی».

picture

حتا برخی از پژوهشگران باختر زمینی، به انگیزه ی مانندگی ای که میان واژه ی ‌«صوفی‌» و ‌«سوفیا‌» و ‌«تصوف‌» و ‌«تئوسوفیا‌»ی یونانی دیده می شود . دچار این گمراهی شده و پنداشته اندکه‌ «صوفی و تصوفه‌» از ریشه ی این واژه های یونانی گرفته شده است.
با نگرش به آنچه که در این جستار آمد، بایدگفت: تنها دیدگاه آن گروه که می گویند ‌«صوفی» از واژه ی «صوف‌» به معنای ‌«پشم گوسفند‌» گرفته شده ، درست است.
زیرا ‌«پشمینه پوشی‌» شان بدان معنا است که آنها خود را ‌«داب الانبیاء»‌ «گاو و گوسفند پیامبران!‌» می دانند.
«ابونصر سراج» درکتاب خود به نام ‌«اللمع‌» می گوید:
‌«آنها را صوفی می نامییم زیرا پشمینه پوشند و پشمینه پوشی یعنی ‌«داب الانبیاء» و صدیقان و حوارین و زهّاد بوده اند...‌»
در نوشته ی دیگری به نام «رساله قشریه» چنین آمده است:
... این طایفه غالبا صوفی نامیده می شوند و این لفظ جامدی است. (یعنی ریشه ی واژه ی دیگری نیست) ولی صوفیان به پوشیدن «صوف‌» مخصوص نیستند ...
و سرانجام استاد علی اکبر دهخدا در واژه نامه ی خود می نویسد:
شاید بهترین فرض، همان است که ‌«صوفی‌» ،ا کلمه ی عربی و مشتق از «صوفه» بدانیم بدان جهت که زاهدان و مرتاضان قرون اول اسلام، لباس پشمین خشن می پوشیدند و معنی کلمه «تصوف» را «پشمینه پو‌شی» بدانیم.

حافظ می گوید:
«صوفی» نهاد دام و سرِ حقّه باز کرد
بنیاد مَکر با فلکِ حقه باز کرد
بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
آن کس که عرض شعبده با اهل راز کرد


برگرفته از کتاب : در ژرفای واژه ها اثر دکتر ناصر انقطاع




امضای میدوری :
[تصویر: mvd09b5.gif]
[تصویر: midori-sign-400.png]
( آخرین ویرایش در این ارسال: 27 - November - 2014 48 : 01 AM، توسط : میدوری .::. دلیل ویرایش: )
محل حضور کاربر در تالار :  admin میدوری در تالار ميدوری حضور ندارد .
ديدگاه کاربران برای مطلب : help (روی آیکون مورد نظر کلیک کنید تا دیدگاه شما ثبت شود . در صورت انصراف تا دوبار می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید . برای پاک کردن دیدگاه روی همان آیکون یک بار کلیک کنید تا دیدگاه شما پاک شود .)

برچسب ها :

27 - November - 2014 46 : 01 AM
نقل قول این ارسال در یک پاسخ


subscription
quickreply advancequickreply report

موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Heart selection آیین نوروزی و آلودگی واژه ها میدوری 1 972 18 - March - 2016 15 : 03 PM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش پنجم) میدوری 0 1,905 14 - January - 2015 18 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش چهارم) میدوری 0 1,395 14 - January - 2015 11 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش سوم) میدوری 0 1,228 14 - January - 2015 03 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش دوم) میدوری 0 1,240 14 - January - 2015 54 : 12 AM
آخرین ارسال: میدوری

بازديدکنندگان از موضوع
کاربرانی که از موضوع بازدید کرده اند ( 1 ) کاربر




1 کاربر حاضر در تاپیک: (0 عضو, و 1 مهمان). 1 مهمان