<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار میدوری - علمی و آموزشی]]></title>
		<link>http://www.midorinco.ir/</link>
		<description><![CDATA[تالار میدوری - http://www.midorinco.ir]]></description>
		<pubDate>Sun, 26 Apr 2026 12:18:44 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[آموزش و تغذیه عروس هلندی ]]></title>
			<link>http://www.midorinco.ir/showthread.php?tid=1606</link>
			<pubDate>Sat, 16 May 2015 10:33:36 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.midorinco.ir/showthread.php?tid=1606</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="text-shadow: 0px 5px 2px gray;"><span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">آموزش و تغذیه عروس هلندی</span></span></span></span></div><span style="font-weight: bold;">  <span style="color: #FF0000;">تعیین جنسیت عروس هلندی :</span></span><br />
 روش تعیین جنسیت در عروس هلندی کاری سخت و مهم است .<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">پرنده نر</span></span><br />
- در اکثر مواقع گونه (لپ) پرنده نر پررنگتر از جنس ماده است که این علامت 100 درصد نیست چون اگر تغذیه پرنده ماده خوب باشه میتونه رنگش پرنگ باشه<br />
- در اکثر پرنده های جنس نر تاج بلند تر و رو به جلو می باشد 70 در صد پرنده نر این علامت دارند<br />
- دم پرنده نر صاف و بدونه علامت است . 90 درصد پرنده نر این گونه هستند.<br />
- صورت پرنده نر زرد پرنگ است<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">پرنده ماده</span></span><br />
پرنده ماده بر عکس پرنده نر است.<br />
لازم به ذکر است که این موارد بیشتر در مورد نژاد خاکستری و یا معمولی است و تعیین جنسیت در نژاد آلبینو ، لیتیون و صورت سفید صدق نمیکند .<br />
بهترین روش برای تعیین جنسیت انجام تست ژنتیک است که در حال حاضر در ایران نیز انجام می شود <span style="font-weight: bold;"><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;"> </div>  </span><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;"><div style="text-align: CENTER;"><br><br><img src="http://upcenter.midorinco.ir/uploads/1431771995721.jpg" alt="picture" title="تصویر" style="max-width:100%;height:auto;box-shadow:0 0 0 2px #5F0308,0 0 0 4px #6F030A,0 0 0 6px #8B030D,0 0 0 8px #B4030F,0 0 0 10px #8B030D,0 0 0 12px #6F030A,0 0 0 14px #5F0308,5px 6px 6px 18px rgba(0,0,0,0.5);border-radius:4px;"/><br><br><br></div><span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">تربیت و آموزش و تغذیه عروس هلندی :</span></span><br />
هر چه قدر عروس شما کوچکتر باشه تربیتش ساده تره.<br />
اولین قدم اینه که شاهپرهای عروستونو که 8 تا 10 پر بزرگ هست قیچی کنین مراقب باشین که خیلی کوتاهشون نکنین و اگه وارد نیستین این کارو به یه خبره بسپارید.<br />
پرها باید طوری قیچی بشن که پرندتون بتونه تا ارتفاع نیم متری بپره.<br />
حالا پرندتونو رو انگشتتون بذارین و اجازه بدین مدتی همونجا بمونه شما باید این کارو چندین بار در روز تکرار کنید تا این که پرنده احساس امنیت کنه و به شما خو بگیره.<br />
مرحله بعدی اینه که یه اسم برای پرندتون بذارین واونو همش صدا کنین تا به اون اسم عادت کنه اینجوری هر وقت که اونو صدا کنید اون با سرو صدا کردن جوابتونو میده.<br />
عروس هلندی میتونه کلمات رو تکرار کنه , برای این کار شما باید خیلی وقت صرف کنید و یک کلمه رو چندین و چند بار تکرار کنیدوالبته جایزه هم یادتون نره.<br />
باید بگم که نرها علاقه بیشتری به این کار دارن اونا از ماده ها پر سرو صدا تر هستن ولی با هوشتر نیستند . <br />
اونا به راحتی میتونن صدای زنگ ساعت , مایکرو ویو , دزد گیر ماشین و ... رو در بیارن.<br />
عروسها وقتی که تو قفس هستن به نظر میاد که پرنده های آرومی باشن ولی باید بگم که اصلا این طور نیست فقط کافیه که اونا رو از قفسشون بیرون بیارین اونوقت می فهمین که چه موجودات فضولی هستن و به همه جا سرک میکشن , منو وهمسرم هر وقت که تخته نرد بازی میکنیم باید اونا رو تو قفس بذاریم برای اینکه دوست دارن مهره ها رو بقاپنوباهاشون بازی کنن.<br />
وقتی هم که بیرون ازقفس هستن دوست دارن که پیش من بازی کنن و اگه جایی باشم که نتونن منو ببینن با صدای بلند صدام میکنن و راه میفتن که پیدام کنن.<br />
اونا دوست دارن که با نوکاشون چیزای رو بکنن این کار هم به متوقف کردن رشد نوکاشون کمک میکنه هم اینکه نوعی بازی براشون به حساب میاد بنابراین توصیه من به شما اینه که چند تا تکه چوب تو قفسشون بذارین. </div>همینطور میتونید براشون آینه بذارید. نرها بیشتر از ماده ها از آینه خوششون میاد و دائم خودشونو نگاه مکنن و گاهی اوقات حالت تهاجمی به خودشون میگیرن.<br />
اگه عروس هلندی تون بالغه و زن داره براش آینه نذارید برای اینکه به جنس مخالف توجه کمتری میکنه و اونوقته که زندگی مشترکشون از هم میپاشه و کار به طلاق و طلاق کشی می رسه.<br />
عروسها مثل بچه ها دوست دارن بازی کنن یا با شما یا با اسباب بازیهاشون , اونا به راحتی خودشونو با وسایلهای اطرافشون سر گرم میکنن مثلا ممکنه که ساعتها با یه بند یا طناب یا حتی پرو دمی که خودشون انداختن بازی کنن و اصلا خسته هم نشن.<br />
براشون وسیله های کوچیکی بذارین که بتونن به راحتی با نوکشون اونا رو از زمین بلند کنن.<br />
من که برای عروس هام پر طاووس گذاشتم فکرشم نمی کردم که به اون علاقه ای نشون بدن.<br />
یه چیزه خیلی ساده که خیلی دوست دارن گوش پاک کنه این یکی رو حتما توصیه میکنم یه سر گوش پاک کنو شما بگیرید و سر دیگشو به عروستون بدید اونوقت میبینید که چه حرکات با مزه ای میکنه و اگه دو تا عروس دارین بذارین خودشون دو تای با هم بازی کنن و شما شاهد بازیشون باشین.<br />
من برای عروس هام یه نردبان و تاب بیرون از قفسشون گذاشتم اینطوری محدوده بازیشون تقریبا به یک جا محدود میشه.<br />
اگه وقتتونو برای عروستون نذارین و با اون بازی نکنین افسرده میشه و یه جا کز میکنه و گاهی اوقات هم سعی میکنه که با صدا شما رو متوجه خودش کنه.<br />
یادتون نره که اونا همه چی رو میفهمن و اگه جزء آدمهایی هستین که نمی تونین حداقل 15 یا 20 دقیقه وقتتونو براشون بذارین, عروس هلندی رو به عنوان پرنده خانگی انتخاب نکنید.<br />
<div style="text-align: CENTER;"><br><br><img src="http://upcenter.midorinco.ir/uploads/1431771995732.jpg" alt="picture" title="تصویر" style="max-width:100%;height:auto;box-shadow:0 0 0 2px #5F0308,0 0 0 4px #6F030A,0 0 0 6px #8B030D,0 0 0 8px #B4030F,0 0 0 10px #8B030D,0 0 0 12px #6F030A,0 0 0 14px #5F0308,5px 6px 6px 18px rgba(0,0,0,0.5);border-radius:4px;"/><br><br><br></div><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">قفس :</span></span><br />
قفس باید به اندازه ای بزرگ باشه که به راحتی بتونن بالهاشونو بازو بسته کنن و از یه تیرک به تیرک دیگه بپرن.<br />
از اونجایی که جثه عروسها بزرگتر از جثه مرغ عشقها و قناری هاست بنابراین قطر تیرک باید بزرگتر از تیرک عادی باشه.<br />
کف قفس روزنامه بذارین و هفته ای یک بار قفسو تمیز کنید و جای آب و دونه رو هم خوب بشورید.<br />
اگه پرندتون دست آموزه, هر از گاهی از قفس بیرون بیارینش, کوکو هر وقت که برای مدت طولانی تو قفس می مونه با صدای بلند شروع به جیغ زدن میکنه و به محض اینکه بیرون بیارمش میرقصه تعجب نکنید اون واقعا میرقصه به این صورت که بالهاشو باز میکنه ومدام دور خودش میچرخه و سرشو سریع اینورو اونور می کنه و این کارو تا وقتی که بلند صداش کنم ادامه میده من عاشق این کارشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">خواب :</span></span><br />
عروسها شبها باید حداقل 10 ساعت در تاریکی بدون وقفه بخوابن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">نکته :</span></span><br />
گاهی اوقات شبها فرقی نمیکنه عروسها , مرغ عشقها , فنچها ..... بطورکلی پرنده ها ممکنه که از یه چیزی بترسن و شروع به پر زدن بکنن در این حالت شما باید هر چه سریعتر چراغ اتاقشونو روشن کنین و باهاشون حرف بزنین وآرومشون کنین چون در این حالت خیلی وحشتزده میشن و خودشونو محکم به اطراف و سقف قفس میزنن و به خودشون آسیب میرسونن گاهی اوقات سرشونو خون میارن پس با نهایت سرعت به دادشون برسید و برای چند دقیقه چراغ اتاقو روشن بذارین و بعد دوباره خاموش کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">خوراک :</span></span><br />
اگه پرندتون خیلی کوچیکه و نمی تونه دونه بخوره یه فرمول ساده داره .<br />
اول از همه یه تخم مرغ بپزید و زردشو جدا کنید اونو له کنید و کمی آب جوش اضافه کنید چند تا بیسکویت مادر و اگه مغزنون باگت دارین یه مقدار به مایعتون اضافه کنین اگه ندارین میتونین از نون سوخاری استفاده کنین ودر آخرکمی آرد نخودچی بریزد و تمام مخلوط رو توی میکسر (مخلوط کن) بریزد و بگذارید مواد با هم خوب مخلوط بشن . این مایع باید کاملا یک دست باشه .<br />
تا حالاش که ساده بود اما حالا میرسیم به بخش تخصصی تر.<br />
یه سرنگ 10 سی سی بردارین و یه لوله نرم و باریک و انعطاف پذیر به سر این سرنگ وصل کنید, این لوله رو میتونین از مغازه هایی که دوچرخه تعمیر میکنن بخرین (فکر میکنم که اسم این لوله کرمک دوچرخه باشه) ارتفاع این لوله باید حد اکثر 5 سانتی متر باشه به طوری که این لوله مستقیما به چینه دان پرنده بره.<br />
حلا سرنگو 8 تا 10 سی سی پر کنید , با یه دست سعی کنید نوک پرنده رو باز کنید و با دست دیگه لوله رو آرام آرام وارد حلقش کنید و تا چینه دان پایین ببرید حالا این مایع رو با فشار ثابت خالی کنید اگه این کارو خیلی آرام انجام بدید حیوان تقلا زیادی میکنه و غذا رو بالا میاره و تمام زحمات شما به هدر میره و یه بار دیگه باید این کارو تکرار کنید.<br />
اگه نمی تونید جلوی بال زدن و حرکات پرندتونو کنترل کنید می تونید اونو تو یه پارچه طوری که فقط سرش بیرون بمونه بپیچید و بعد بهش غذا بدید این کار ساده تره .<br />
باید چندین بار در روز به پرندتون به این صورت غذا بدید .<br />
بهترین زمان برای غذا دادن به پرندتون وقتیه که چینه دانش تقریبا خالی باشه شما براحتی با دست زدن به چینه دان پرندتون میتونین متوجه این قضیه بشید.<br />
<div style="text-align: CENTER;"><br><br><img src="http://upcenter.midorinco.ir/uploads/1431771995743.jpg" alt="picture" title="تصویر" style="max-width:100%;height:auto;box-shadow:0 0 0 2px #5F0308,0 0 0 4px #6F030A,0 0 0 6px #8B030D,0 0 0 8px #B4030F,0 0 0 10px #8B030D,0 0 0 12px #6F030A,0 0 0 14px #5F0308,5px 6px 6px 18px rgba(0,0,0,0.5);border-radius:4px;"/><br><br><br></div>پیش از هر باز غذا دادن سرنگ را کاملا با آب جوش و مایع ظرفشویی بشورید واین کارو دوباره بعد از غذا دادن تکرار کنید .<br />
یادتون باشه وقتی که خودتون میخواهید دستی پرندتونو بزرگ کنید باید این کارو تا زمانی که پرنده تمام پرهاش در بیاد و کاملا بزرگ بشه ادامه بدید.<br />
معمولا این پرنده ها باید 1 ماه و 2 هفته تغذیه بشن (40 تا 45 روز) البته این زمان تقریبی هست و بستگی به پرندتون داره یه مسئله دیگه که نباید یادتون بره اینه که تو این فاصله دونه تو قفسشون بزارید تا ببینن و بهش نوک بزنن .<br />
هفته های آخر باید تعداد دفعاتی که خودتون به پرنده غذا میدید کم کنید تا پرنده مجبور بشه خودش دونه بخوره , این مرحله یه مقدار سخته و باید حوصله کنید , یه وقت فکر نکنید که پرندتون باید تا میتونه دونه بخوره , اونا خیلی کم ولی به دفعات زیاد دونه می خورن پس همیشه دونه در دسترسشون بذارید .<br />
حیوون ممکنه تو این دوران یه مقدار ضعیف بشه ولی نگران نباشید براش یه مقدارتخم مرغ بپزید زردشو جدا کنید و فقط سفیده رو رنده کنید و تو یه ظرف بریزید و تو قفسش بزارید. <br />
 یه کار دیگه هم می تونید انجام بدید اونم پختن گندم هست , اونا گندم پخته خیلی دوست دارن .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">خوب حالا چه دونه ای باید به عروس هلندی بدیم؟</span><br />
<br />
1. ارزن (سرشار از پروتئین و منبع غنی از ویتامین A و فسفر و املاح معدنیه)<br />
2. تخم کتان ( حاوی انواع ویتامین و ترکیبات کربو هیدرات و املاح معدنی)<br />
3. کافیشه<br />
4. شاهدونه (پرچرب و محرکه و بهتره که کمتر از اون استفاده کنید)<br />
5. تخمه آفتابگردان<br />
من دونه های ترکیبی رو بیشتر ترجیح می دم شما میتونید این دونه ها رو با هم مخلوط کنید و تخمه آفتابگران رو تو ظرف جداگانه ای برای پرندتون بگذارید.<br />
علاوه بر دونه حتما حتما براشون میوه , سبزیجات , حبوبات پخته و سبز شده بذارید ,<br />
<br />
<table style="margin: 0 auto;width:98%;"><td><fieldset style="background: #F5F5F5;border:3px solid #1F497D;border-radius:8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px;"><legend style="background:#E1E1E1;padding: 0.2em 0.5em;border:2px solid #999919;color:red;font-size:14px;text-align:right;border-radius: 8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px"><strong><font style="font-weight:bold;font-style:italic;color:navy;">مانند :</font></strong></legend><br />
1. کاهو (تامین کننده کلسیم و آهن و اشتها آوره)<br />
2. جعفری (جعفری رو با ساقه های بلند بگذارید چون ساقه رو به برگها ترجیح میدن)<br />
3. کلم بروکلی<br />
4. جوانه گندم ( حاوی ویتامینB6 - E - F)<br />
5. جوانه ماش<br />
6. سیب<br />
7. هویج (سرشار از ویتامین A و املاح معدنی)<br />
8. گندم پخته<br />
9. ذرت پخته<br />
10. تخم مرغ پخته (سفیده)<br />
</fieldset></td></table>
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">نکته :</span></span> ممکنه سبزیجاتی رو که می خرید قبلا سم پاشی کرده باشن بنابراین اونا رو خوب بشورید تا مشکلی برای پرندتون بوجود نیاد.<br />
باید بگم که این موجودات کوچولوی دوست داشتنی همه چیز می خورن شما میتونید از غذاهای که خودتون می خورید هم بهشون بدید ولی من خودم این کارو نمی کنم . شوری , شیرنی و چربی زیاد براشون خوب نیست .<br />
عروس من پاپ کرن خیلی دوست داره , هر وقت که تو قفس هست و نمی خوام صداش در بیاد بهش پاپ کرن میدم , باید بگم که یک صدا خفه کن درجه یکه .<br />
توی قفسشون پودر صدف و کف دریا بذارید.<br />
گذاشتن پودر صدف و کف دریا برای پرنده ها ضروریه , پودر صدف مواد معدنی زیادی داره و به هضم غذا بخصوص دونه کمک می کنه .<br />
میتونید بجای پودر صدف از پوسته تخم مرغ پخته شده که تقریبا 20 دقیقه تو آب جوشیده استفاده کنید.<br />
کف دریا پوسته یه نوع نرم تن دریاییه که حاوی کلسیم هست که باعث استحکام نوک و مانع رشد بیش از نوک پرنده میشه باید بگم که هر وقت پرندتون میخواد تخم بزاره بیشتر از قبل کف دریا می خوره چون این ماده با عث استحکام پوسته تخم ها میشه.<br />
هر چند هفته یک بارمو لتی ویتامین توی آبشون بریزید و یادتون نره که آب پرنده هر روز باید عوض بشه .<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">حمام :</span></span><br />
پرنده ها مو جودات تمیزی هستن و دائم با نوکشون پرهاشونو تمیز و مرتب می کنن , یک ظرف آب ولرم براشون بذارید تا خودشونو بشورند و شما هم با دیدن اونا لذت ببرین.<br />
من توسینک ظرفشویی یه مقدار آب میریزم و بعد میذارم تا خودشو بشوره و بازی کنه و بعد با یه حوله خشکش میکنم ولی اگه هوا سرد باشه با سشوارکاملا خشکش میکنم. (سشوار باید با درجه کم و با فا صله 30 سانتی متر از پرنده دور باشه)<br />
<div style="text-align: CENTER;"><br><br><img src="http://upcenter.midorinco.ir/uploads/1431771995744.jpg" alt="picture" title="تصویر" style="max-width:100%;height:auto;box-shadow:0 0 0 2px #5F0308,0 0 0 4px #6F030A,0 0 0 6px #8B030D,0 0 0 8px #B4030F,0 0 0 10px #8B030D,0 0 0 12px #6F030A,0 0 0 14px #5F0308,5px 6px 6px 18px rgba(0,0,0,0.5);border-radius:4px;"/><br><br><br></div><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">بلوغ :</span></span><br />
عروس هلندی تقریبا 2 سالگی به بلوغ میرسه و در این سن تا حدودی مهاجم و سلطه گر میشه (حتی عروسهای دست آموز) , این حالت پس از مدتی از بین میره پس جای هیچ نگرانی نیست .<br />
در سن بلوغ نرها حالت دفاعی پیدا مکنن ولی ماده ها به نظر میرسه که این حالتها رو ندارن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">مراقبت :</span></span><br />
اگه پرندتون دست آموزه و آزادانه تو خونه پرواز مکنه باید خیلی مراقب باشید چون از صداها ی آنی و بلند (بخصوص صدای تلفن) میترسن و ممکنه که با سر برن تو دیوار یا پنجره .<br />
عروس هلندی ها مثل طوطی ها پرنده های مقاوم و سالمی هستن ولی قفسشونو نزدیک پنجره باز نذارید که باد مستقیم , بهش بخوره .<br />
دمای متعادل برای این نوع پرنده 18 تا 22 درجه سانتی گراده .<br />
اگه خدای نکرده مریض یا زخمی شدن خیلی زود پیش یه دامپزشک برین .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">جفت گیری :</span></span><br />
عروس هلندی ها معمولا خیلی سخت جفت میخورن , شما ممکنه که یه جفت عروس هلندی نر و ماده داشته باشین که هیچ وقت جفت گیری نکنن ولی اگه جفت بخورن پدر و مادر خیلی خوبی میشن و از جوجه هاشون بخوبی نگهداری میکنن .<br />
معمولا 3 تا 4 تخم میذارن ولی ممکنه که 1 یا 2 تاشون پوچ باشه یا اینکه خود جوجه پس از تولد بمیره .<br />
فاصله گذاشتن تخم ها چند روزه و بعد از گذاشتن آخرین تخم ماده دائما روی تخم ها می خوابه و نر هم بهش دونه میده .<br />
نر و ماده هر دو با هم و به کمک هم جوجه ها رو بزرگ میکنن .<br />
وقتی که جو جه ها بزرگ شدن وبه دونه خوردن افتادن اونا رو از پدر و مادر جدا کنید و تو یه قفس دیگه بذارید .<br />
خوب اینا چیزایی هستن که شما باید در مورد عروس هلندی ها تون بدونید, امیدوارم که به دردتون بخوره .<br />
عروس هلندی ها پرنده های قشنگی هستن که به سادگی دست آموز میشن .<br />
یک عروس هلندی بالغ از سر تا دم حدودا30تا 35سانتی مترو تقریبا میشه گفت که 15تا 25 سال عمر میکنن البته اگه از اونا خوب مراقبت کنین تا 30 سال هم میتونن زنده بمونن وقتی که میترسن یا اینکه هیجان زده میشن کاکلشونو (تاج) سیخ میکنن و در حالت نرمال و ریلکس روی سرشون به حالت خوابیده ست .<br />
اونا دوست دارن که مورد توجه قرار بگیرن پس برای تربیت کردن اونا باید وقت زیادی صرف کنید, البته می تونید وقتی که خیلی کوچیک هستن و هنوز پدرو مادرشون به اونا غذا میدن, بخرین و خودتون دستی بزرگشون کنید .<br />
اون دوست داره که ازقفس بیرون بیاد و با ما بازی کنه , وقتی صداش میکنم میادو رو سرم میشینه .<br />
اگه پرندتون دست آموز باشه با نوک زدن به انگشتاتون بهتون میفهمونه که سرشو بخارونید و معمولا با برگردوندن سرش به جهات مختلف شما رو هدایت میکنه , اگه عروستون نوک انگشتاتونو نوک زد و شما اونو خاروندید و دیدید که نمیزاره و دوباره نوکتون میزنه شک نکنین که اون گرسنشه و می خواد غذا بخوره پس بگذاریدش تو قفس تا دونه نوش جان کنه . <br />
<br />
<style>dt{margin: 0 auto;width:87%;border:15px solid transparent;padding:5px 20px;}#round{-webkit-border-image:url(images/border.png) 30 30 round; /* Safari 5 */-o-border-image:url(images/border.png) 30 30 round; /* Opera */border-image:url(images/border.png) 30 30 round;}</style><br />
<dt id="round">راستی اگه قصد دارین یه همچین پرنده دوست داشتنی رو نگه دارین یادتون باشه  که اونا هر چیزی که برق بزنه و آویزون باشه دوست دارن و باهاشون بازی می  کنن پس مراقب انگشتراتون باشین و از اونا توی خونه استفاده نکنین چون ممکنه  که نگیناشو بکنن این موضوع در مورد ساعت و گوشواره (بخصوص وقتی که روی  شانه شما نشستن) صدق میکنه البته ناگفته نمونه لباسهایی که ملیله و منجق  دارن از این قاعده مستثناء نیستن حالا از من گفتن بعدا نگی نگفتی.</dt>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="text-shadow: 0px 5px 2px gray;"><span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">آموزش و تغذیه عروس هلندی</span></span></span></span></div><span style="font-weight: bold;">  <span style="color: #FF0000;">تعیین جنسیت عروس هلندی :</span></span><br />
 روش تعیین جنسیت در عروس هلندی کاری سخت و مهم است .<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">پرنده نر</span></span><br />
- در اکثر مواقع گونه (لپ) پرنده نر پررنگتر از جنس ماده است که این علامت 100 درصد نیست چون اگر تغذیه پرنده ماده خوب باشه میتونه رنگش پرنگ باشه<br />
- در اکثر پرنده های جنس نر تاج بلند تر و رو به جلو می باشد 70 در صد پرنده نر این علامت دارند<br />
- دم پرنده نر صاف و بدونه علامت است . 90 درصد پرنده نر این گونه هستند.<br />
- صورت پرنده نر زرد پرنگ است<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">پرنده ماده</span></span><br />
پرنده ماده بر عکس پرنده نر است.<br />
لازم به ذکر است که این موارد بیشتر در مورد نژاد خاکستری و یا معمولی است و تعیین جنسیت در نژاد آلبینو ، لیتیون و صورت سفید صدق نمیکند .<br />
بهترین روش برای تعیین جنسیت انجام تست ژنتیک است که در حال حاضر در ایران نیز انجام می شود <span style="font-weight: bold;"><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;"> </div>  </span><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;"><div style="text-align: CENTER;"><br><br><img src="http://upcenter.midorinco.ir/uploads/1431771995721.jpg" alt="picture" title="تصویر" style="max-width:100%;height:auto;box-shadow:0 0 0 2px #5F0308,0 0 0 4px #6F030A,0 0 0 6px #8B030D,0 0 0 8px #B4030F,0 0 0 10px #8B030D,0 0 0 12px #6F030A,0 0 0 14px #5F0308,5px 6px 6px 18px rgba(0,0,0,0.5);border-radius:4px;"/><br><br><br></div><span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">تربیت و آموزش و تغذیه عروس هلندی :</span></span><br />
هر چه قدر عروس شما کوچکتر باشه تربیتش ساده تره.<br />
اولین قدم اینه که شاهپرهای عروستونو که 8 تا 10 پر بزرگ هست قیچی کنین مراقب باشین که خیلی کوتاهشون نکنین و اگه وارد نیستین این کارو به یه خبره بسپارید.<br />
پرها باید طوری قیچی بشن که پرندتون بتونه تا ارتفاع نیم متری بپره.<br />
حالا پرندتونو رو انگشتتون بذارین و اجازه بدین مدتی همونجا بمونه شما باید این کارو چندین بار در روز تکرار کنید تا این که پرنده احساس امنیت کنه و به شما خو بگیره.<br />
مرحله بعدی اینه که یه اسم برای پرندتون بذارین واونو همش صدا کنین تا به اون اسم عادت کنه اینجوری هر وقت که اونو صدا کنید اون با سرو صدا کردن جوابتونو میده.<br />
عروس هلندی میتونه کلمات رو تکرار کنه , برای این کار شما باید خیلی وقت صرف کنید و یک کلمه رو چندین و چند بار تکرار کنیدوالبته جایزه هم یادتون نره.<br />
باید بگم که نرها علاقه بیشتری به این کار دارن اونا از ماده ها پر سرو صدا تر هستن ولی با هوشتر نیستند . <br />
اونا به راحتی میتونن صدای زنگ ساعت , مایکرو ویو , دزد گیر ماشین و ... رو در بیارن.<br />
عروسها وقتی که تو قفس هستن به نظر میاد که پرنده های آرومی باشن ولی باید بگم که اصلا این طور نیست فقط کافیه که اونا رو از قفسشون بیرون بیارین اونوقت می فهمین که چه موجودات فضولی هستن و به همه جا سرک میکشن , منو وهمسرم هر وقت که تخته نرد بازی میکنیم باید اونا رو تو قفس بذاریم برای اینکه دوست دارن مهره ها رو بقاپنوباهاشون بازی کنن.<br />
وقتی هم که بیرون ازقفس هستن دوست دارن که پیش من بازی کنن و اگه جایی باشم که نتونن منو ببینن با صدای بلند صدام میکنن و راه میفتن که پیدام کنن.<br />
اونا دوست دارن که با نوکاشون چیزای رو بکنن این کار هم به متوقف کردن رشد نوکاشون کمک میکنه هم اینکه نوعی بازی براشون به حساب میاد بنابراین توصیه من به شما اینه که چند تا تکه چوب تو قفسشون بذارین. </div>همینطور میتونید براشون آینه بذارید. نرها بیشتر از ماده ها از آینه خوششون میاد و دائم خودشونو نگاه مکنن و گاهی اوقات حالت تهاجمی به خودشون میگیرن.<br />
اگه عروس هلندی تون بالغه و زن داره براش آینه نذارید برای اینکه به جنس مخالف توجه کمتری میکنه و اونوقته که زندگی مشترکشون از هم میپاشه و کار به طلاق و طلاق کشی می رسه.<br />
عروسها مثل بچه ها دوست دارن بازی کنن یا با شما یا با اسباب بازیهاشون , اونا به راحتی خودشونو با وسایلهای اطرافشون سر گرم میکنن مثلا ممکنه که ساعتها با یه بند یا طناب یا حتی پرو دمی که خودشون انداختن بازی کنن و اصلا خسته هم نشن.<br />
براشون وسیله های کوچیکی بذارین که بتونن به راحتی با نوکشون اونا رو از زمین بلند کنن.<br />
من که برای عروس هام پر طاووس گذاشتم فکرشم نمی کردم که به اون علاقه ای نشون بدن.<br />
یه چیزه خیلی ساده که خیلی دوست دارن گوش پاک کنه این یکی رو حتما توصیه میکنم یه سر گوش پاک کنو شما بگیرید و سر دیگشو به عروستون بدید اونوقت میبینید که چه حرکات با مزه ای میکنه و اگه دو تا عروس دارین بذارین خودشون دو تای با هم بازی کنن و شما شاهد بازیشون باشین.<br />
من برای عروس هام یه نردبان و تاب بیرون از قفسشون گذاشتم اینطوری محدوده بازیشون تقریبا به یک جا محدود میشه.<br />
اگه وقتتونو برای عروستون نذارین و با اون بازی نکنین افسرده میشه و یه جا کز میکنه و گاهی اوقات هم سعی میکنه که با صدا شما رو متوجه خودش کنه.<br />
یادتون نره که اونا همه چی رو میفهمن و اگه جزء آدمهایی هستین که نمی تونین حداقل 15 یا 20 دقیقه وقتتونو براشون بذارین, عروس هلندی رو به عنوان پرنده خانگی انتخاب نکنید.<br />
<div style="text-align: CENTER;"><br><br><img src="http://upcenter.midorinco.ir/uploads/1431771995732.jpg" alt="picture" title="تصویر" style="max-width:100%;height:auto;box-shadow:0 0 0 2px #5F0308,0 0 0 4px #6F030A,0 0 0 6px #8B030D,0 0 0 8px #B4030F,0 0 0 10px #8B030D,0 0 0 12px #6F030A,0 0 0 14px #5F0308,5px 6px 6px 18px rgba(0,0,0,0.5);border-radius:4px;"/><br><br><br></div><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">قفس :</span></span><br />
قفس باید به اندازه ای بزرگ باشه که به راحتی بتونن بالهاشونو بازو بسته کنن و از یه تیرک به تیرک دیگه بپرن.<br />
از اونجایی که جثه عروسها بزرگتر از جثه مرغ عشقها و قناری هاست بنابراین قطر تیرک باید بزرگتر از تیرک عادی باشه.<br />
کف قفس روزنامه بذارین و هفته ای یک بار قفسو تمیز کنید و جای آب و دونه رو هم خوب بشورید.<br />
اگه پرندتون دست آموزه, هر از گاهی از قفس بیرون بیارینش, کوکو هر وقت که برای مدت طولانی تو قفس می مونه با صدای بلند شروع به جیغ زدن میکنه و به محض اینکه بیرون بیارمش میرقصه تعجب نکنید اون واقعا میرقصه به این صورت که بالهاشو باز میکنه ومدام دور خودش میچرخه و سرشو سریع اینورو اونور می کنه و این کارو تا وقتی که بلند صداش کنم ادامه میده من عاشق این کارشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">خواب :</span></span><br />
عروسها شبها باید حداقل 10 ساعت در تاریکی بدون وقفه بخوابن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">نکته :</span></span><br />
گاهی اوقات شبها فرقی نمیکنه عروسها , مرغ عشقها , فنچها ..... بطورکلی پرنده ها ممکنه که از یه چیزی بترسن و شروع به پر زدن بکنن در این حالت شما باید هر چه سریعتر چراغ اتاقشونو روشن کنین و باهاشون حرف بزنین وآرومشون کنین چون در این حالت خیلی وحشتزده میشن و خودشونو محکم به اطراف و سقف قفس میزنن و به خودشون آسیب میرسونن گاهی اوقات سرشونو خون میارن پس با نهایت سرعت به دادشون برسید و برای چند دقیقه چراغ اتاقو روشن بذارین و بعد دوباره خاموش کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">خوراک :</span></span><br />
اگه پرندتون خیلی کوچیکه و نمی تونه دونه بخوره یه فرمول ساده داره .<br />
اول از همه یه تخم مرغ بپزید و زردشو جدا کنید اونو له کنید و کمی آب جوش اضافه کنید چند تا بیسکویت مادر و اگه مغزنون باگت دارین یه مقدار به مایعتون اضافه کنین اگه ندارین میتونین از نون سوخاری استفاده کنین ودر آخرکمی آرد نخودچی بریزد و تمام مخلوط رو توی میکسر (مخلوط کن) بریزد و بگذارید مواد با هم خوب مخلوط بشن . این مایع باید کاملا یک دست باشه .<br />
تا حالاش که ساده بود اما حالا میرسیم به بخش تخصصی تر.<br />
یه سرنگ 10 سی سی بردارین و یه لوله نرم و باریک و انعطاف پذیر به سر این سرنگ وصل کنید, این لوله رو میتونین از مغازه هایی که دوچرخه تعمیر میکنن بخرین (فکر میکنم که اسم این لوله کرمک دوچرخه باشه) ارتفاع این لوله باید حد اکثر 5 سانتی متر باشه به طوری که این لوله مستقیما به چینه دان پرنده بره.<br />
حلا سرنگو 8 تا 10 سی سی پر کنید , با یه دست سعی کنید نوک پرنده رو باز کنید و با دست دیگه لوله رو آرام آرام وارد حلقش کنید و تا چینه دان پایین ببرید حالا این مایع رو با فشار ثابت خالی کنید اگه این کارو خیلی آرام انجام بدید حیوان تقلا زیادی میکنه و غذا رو بالا میاره و تمام زحمات شما به هدر میره و یه بار دیگه باید این کارو تکرار کنید.<br />
اگه نمی تونید جلوی بال زدن و حرکات پرندتونو کنترل کنید می تونید اونو تو یه پارچه طوری که فقط سرش بیرون بمونه بپیچید و بعد بهش غذا بدید این کار ساده تره .<br />
باید چندین بار در روز به پرندتون به این صورت غذا بدید .<br />
بهترین زمان برای غذا دادن به پرندتون وقتیه که چینه دانش تقریبا خالی باشه شما براحتی با دست زدن به چینه دان پرندتون میتونین متوجه این قضیه بشید.<br />
<div style="text-align: CENTER;"><br><br><img src="http://upcenter.midorinco.ir/uploads/1431771995743.jpg" alt="picture" title="تصویر" style="max-width:100%;height:auto;box-shadow:0 0 0 2px #5F0308,0 0 0 4px #6F030A,0 0 0 6px #8B030D,0 0 0 8px #B4030F,0 0 0 10px #8B030D,0 0 0 12px #6F030A,0 0 0 14px #5F0308,5px 6px 6px 18px rgba(0,0,0,0.5);border-radius:4px;"/><br><br><br></div>پیش از هر باز غذا دادن سرنگ را کاملا با آب جوش و مایع ظرفشویی بشورید واین کارو دوباره بعد از غذا دادن تکرار کنید .<br />
یادتون باشه وقتی که خودتون میخواهید دستی پرندتونو بزرگ کنید باید این کارو تا زمانی که پرنده تمام پرهاش در بیاد و کاملا بزرگ بشه ادامه بدید.<br />
معمولا این پرنده ها باید 1 ماه و 2 هفته تغذیه بشن (40 تا 45 روز) البته این زمان تقریبی هست و بستگی به پرندتون داره یه مسئله دیگه که نباید یادتون بره اینه که تو این فاصله دونه تو قفسشون بزارید تا ببینن و بهش نوک بزنن .<br />
هفته های آخر باید تعداد دفعاتی که خودتون به پرنده غذا میدید کم کنید تا پرنده مجبور بشه خودش دونه بخوره , این مرحله یه مقدار سخته و باید حوصله کنید , یه وقت فکر نکنید که پرندتون باید تا میتونه دونه بخوره , اونا خیلی کم ولی به دفعات زیاد دونه می خورن پس همیشه دونه در دسترسشون بذارید .<br />
حیوون ممکنه تو این دوران یه مقدار ضعیف بشه ولی نگران نباشید براش یه مقدارتخم مرغ بپزید زردشو جدا کنید و فقط سفیده رو رنده کنید و تو یه ظرف بریزید و تو قفسش بزارید. <br />
 یه کار دیگه هم می تونید انجام بدید اونم پختن گندم هست , اونا گندم پخته خیلی دوست دارن .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">خوب حالا چه دونه ای باید به عروس هلندی بدیم؟</span><br />
<br />
1. ارزن (سرشار از پروتئین و منبع غنی از ویتامین A و فسفر و املاح معدنیه)<br />
2. تخم کتان ( حاوی انواع ویتامین و ترکیبات کربو هیدرات و املاح معدنی)<br />
3. کافیشه<br />
4. شاهدونه (پرچرب و محرکه و بهتره که کمتر از اون استفاده کنید)<br />
5. تخمه آفتابگردان<br />
من دونه های ترکیبی رو بیشتر ترجیح می دم شما میتونید این دونه ها رو با هم مخلوط کنید و تخمه آفتابگران رو تو ظرف جداگانه ای برای پرندتون بگذارید.<br />
علاوه بر دونه حتما حتما براشون میوه , سبزیجات , حبوبات پخته و سبز شده بذارید ,<br />
<br />
<table style="margin: 0 auto;width:98%;"><td><fieldset style="background: #F5F5F5;border:3px solid #1F497D;border-radius:8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px;"><legend style="background:#E1E1E1;padding: 0.2em 0.5em;border:2px solid #999919;color:red;font-size:14px;text-align:right;border-radius: 8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px"><strong><font style="font-weight:bold;font-style:italic;color:navy;">مانند :</font></strong></legend><br />
1. کاهو (تامین کننده کلسیم و آهن و اشتها آوره)<br />
2. جعفری (جعفری رو با ساقه های بلند بگذارید چون ساقه رو به برگها ترجیح میدن)<br />
3. کلم بروکلی<br />
4. جوانه گندم ( حاوی ویتامینB6 - E - F)<br />
5. جوانه ماش<br />
6. سیب<br />
7. هویج (سرشار از ویتامین A و املاح معدنی)<br />
8. گندم پخته<br />
9. ذرت پخته<br />
10. تخم مرغ پخته (سفیده)<br />
</fieldset></td></table>
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">نکته :</span></span> ممکنه سبزیجاتی رو که می خرید قبلا سم پاشی کرده باشن بنابراین اونا رو خوب بشورید تا مشکلی برای پرندتون بوجود نیاد.<br />
باید بگم که این موجودات کوچولوی دوست داشتنی همه چیز می خورن شما میتونید از غذاهای که خودتون می خورید هم بهشون بدید ولی من خودم این کارو نمی کنم . شوری , شیرنی و چربی زیاد براشون خوب نیست .<br />
عروس من پاپ کرن خیلی دوست داره , هر وقت که تو قفس هست و نمی خوام صداش در بیاد بهش پاپ کرن میدم , باید بگم که یک صدا خفه کن درجه یکه .<br />
توی قفسشون پودر صدف و کف دریا بذارید.<br />
گذاشتن پودر صدف و کف دریا برای پرنده ها ضروریه , پودر صدف مواد معدنی زیادی داره و به هضم غذا بخصوص دونه کمک می کنه .<br />
میتونید بجای پودر صدف از پوسته تخم مرغ پخته شده که تقریبا 20 دقیقه تو آب جوشیده استفاده کنید.<br />
کف دریا پوسته یه نوع نرم تن دریاییه که حاوی کلسیم هست که باعث استحکام نوک و مانع رشد بیش از نوک پرنده میشه باید بگم که هر وقت پرندتون میخواد تخم بزاره بیشتر از قبل کف دریا می خوره چون این ماده با عث استحکام پوسته تخم ها میشه.<br />
هر چند هفته یک بارمو لتی ویتامین توی آبشون بریزید و یادتون نره که آب پرنده هر روز باید عوض بشه .<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">حمام :</span></span><br />
پرنده ها مو جودات تمیزی هستن و دائم با نوکشون پرهاشونو تمیز و مرتب می کنن , یک ظرف آب ولرم براشون بذارید تا خودشونو بشورند و شما هم با دیدن اونا لذت ببرین.<br />
من توسینک ظرفشویی یه مقدار آب میریزم و بعد میذارم تا خودشو بشوره و بازی کنه و بعد با یه حوله خشکش میکنم ولی اگه هوا سرد باشه با سشوارکاملا خشکش میکنم. (سشوار باید با درجه کم و با فا صله 30 سانتی متر از پرنده دور باشه)<br />
<div style="text-align: CENTER;"><br><br><img src="http://upcenter.midorinco.ir/uploads/1431771995744.jpg" alt="picture" title="تصویر" style="max-width:100%;height:auto;box-shadow:0 0 0 2px #5F0308,0 0 0 4px #6F030A,0 0 0 6px #8B030D,0 0 0 8px #B4030F,0 0 0 10px #8B030D,0 0 0 12px #6F030A,0 0 0 14px #5F0308,5px 6px 6px 18px rgba(0,0,0,0.5);border-radius:4px;"/><br><br><br></div><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">بلوغ :</span></span><br />
عروس هلندی تقریبا 2 سالگی به بلوغ میرسه و در این سن تا حدودی مهاجم و سلطه گر میشه (حتی عروسهای دست آموز) , این حالت پس از مدتی از بین میره پس جای هیچ نگرانی نیست .<br />
در سن بلوغ نرها حالت دفاعی پیدا مکنن ولی ماده ها به نظر میرسه که این حالتها رو ندارن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">مراقبت :</span></span><br />
اگه پرندتون دست آموزه و آزادانه تو خونه پرواز مکنه باید خیلی مراقب باشید چون از صداها ی آنی و بلند (بخصوص صدای تلفن) میترسن و ممکنه که با سر برن تو دیوار یا پنجره .<br />
عروس هلندی ها مثل طوطی ها پرنده های مقاوم و سالمی هستن ولی قفسشونو نزدیک پنجره باز نذارید که باد مستقیم , بهش بخوره .<br />
دمای متعادل برای این نوع پرنده 18 تا 22 درجه سانتی گراده .<br />
اگه خدای نکرده مریض یا زخمی شدن خیلی زود پیش یه دامپزشک برین .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">جفت گیری :</span></span><br />
عروس هلندی ها معمولا خیلی سخت جفت میخورن , شما ممکنه که یه جفت عروس هلندی نر و ماده داشته باشین که هیچ وقت جفت گیری نکنن ولی اگه جفت بخورن پدر و مادر خیلی خوبی میشن و از جوجه هاشون بخوبی نگهداری میکنن .<br />
معمولا 3 تا 4 تخم میذارن ولی ممکنه که 1 یا 2 تاشون پوچ باشه یا اینکه خود جوجه پس از تولد بمیره .<br />
فاصله گذاشتن تخم ها چند روزه و بعد از گذاشتن آخرین تخم ماده دائما روی تخم ها می خوابه و نر هم بهش دونه میده .<br />
نر و ماده هر دو با هم و به کمک هم جوجه ها رو بزرگ میکنن .<br />
وقتی که جو جه ها بزرگ شدن وبه دونه خوردن افتادن اونا رو از پدر و مادر جدا کنید و تو یه قفس دیگه بذارید .<br />
خوب اینا چیزایی هستن که شما باید در مورد عروس هلندی ها تون بدونید, امیدوارم که به دردتون بخوره .<br />
عروس هلندی ها پرنده های قشنگی هستن که به سادگی دست آموز میشن .<br />
یک عروس هلندی بالغ از سر تا دم حدودا30تا 35سانتی مترو تقریبا میشه گفت که 15تا 25 سال عمر میکنن البته اگه از اونا خوب مراقبت کنین تا 30 سال هم میتونن زنده بمونن وقتی که میترسن یا اینکه هیجان زده میشن کاکلشونو (تاج) سیخ میکنن و در حالت نرمال و ریلکس روی سرشون به حالت خوابیده ست .<br />
اونا دوست دارن که مورد توجه قرار بگیرن پس برای تربیت کردن اونا باید وقت زیادی صرف کنید, البته می تونید وقتی که خیلی کوچیک هستن و هنوز پدرو مادرشون به اونا غذا میدن, بخرین و خودتون دستی بزرگشون کنید .<br />
اون دوست داره که ازقفس بیرون بیاد و با ما بازی کنه , وقتی صداش میکنم میادو رو سرم میشینه .<br />
اگه پرندتون دست آموز باشه با نوک زدن به انگشتاتون بهتون میفهمونه که سرشو بخارونید و معمولا با برگردوندن سرش به جهات مختلف شما رو هدایت میکنه , اگه عروستون نوک انگشتاتونو نوک زد و شما اونو خاروندید و دیدید که نمیزاره و دوباره نوکتون میزنه شک نکنین که اون گرسنشه و می خواد غذا بخوره پس بگذاریدش تو قفس تا دونه نوش جان کنه . <br />
<br />
<style>dt{margin: 0 auto;width:87%;border:15px solid transparent;padding:5px 20px;}#round{-webkit-border-image:url(images/border.png) 30 30 round; /* Safari 5 */-o-border-image:url(images/border.png) 30 30 round; /* Opera */border-image:url(images/border.png) 30 30 round;}</style><br />
<dt id="round">راستی اگه قصد دارین یه همچین پرنده دوست داشتنی رو نگه دارین یادتون باشه  که اونا هر چیزی که برق بزنه و آویزون باشه دوست دارن و باهاشون بازی می  کنن پس مراقب انگشتراتون باشین و از اونا توی خونه استفاده نکنین چون ممکنه  که نگیناشو بکنن این موضوع در مورد ساعت و گوشواره (بخصوص وقتی که روی  شانه شما نشستن) صدق میکنه البته ناگفته نمونه لباسهایی که ملیله و منجق  دارن از این قاعده مستثناء نیستن حالا از من گفتن بعدا نگی نگفتی.</dt>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[واژه ی پول در جهان و در ایران چگونه پیدا شد؟]]></title>
			<link>http://www.midorinco.ir/showthread.php?tid=1475</link>
			<pubDate>Tue, 16 Dec 2014 11:07:42 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.midorinco.ir/showthread.php?tid=1475</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="text-shadow: 0px 5px 2px gray;"><span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">واژه ی پول در جهان و در ایران چگونه پیدا شد؟</span></span></span></span></div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">آیا <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «پول» یا «تومان» و مانند اینها <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> هستند؟ <br />
در آینده بجای اسکناس وقِران و تومان و ریال چه بگوییم؟ </span><br />
<br />
بی گمان ایرانیان ازنخستین کسانی بوده اندکه ‌«پول‌» رادر سرزمین خود ، روا کردند . به گفته ی دیگر، پیش از آنکه «کوروش» در سال ۵٤٦ پیش از زایش مسیح ‌«لیدیا‌» را زیر چیرگی خود درآورد ، از داد و ستد در آن سرزمین آگاه بود. <br />
پس از افتادن ‌«لیدیا» بدست کوروش ، این سرزمین یکی از بخش های ایران شد و کوروش کارگاه چکّه (سکّه) زنی و زرآب خانه (ضرابخانه) رادر آنجا بنیاد نهاد. <br />
برای اینکه روشن شود چرا در اینجا بجای <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «سکّه» <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی ‌«چکّه‌» بکار رفته است ، بخشی از نوشته ی بخش دوّم در «ژرفای <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ها» برگ ٢٩٩ را در اینجا دوباره می آورم: <br />
...در این جستار، اشاره ای به معنای دیگری از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی ‌«چِک» کردم و آن کاربرد «برخورد دو فلز به یکدیگر» است. <br />
باید بیفزایم که در روزگاران گذشته و کنونی ، در «زرآب خانه‌» (ضرابخانه)ها هنگامی که می خواستند پول فلزی بسازند ، نقشی را بر روی فلزی می کندند و آن مهر را به سختی بر فلزی که باید پول از آن ساخته شود ، می کوبیدند یعنی مهر به سختی بر فلز زیرین می خورد و دو فلز ‌«چک‌» می شدند. یکی از معناهای «چک» در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> بهم خوردن دو فلز است مانند «چکاچک شمشیرها‌». <br />
به همین انگیزه فلز زیرین را که نقش مهر در آن برجای می ماند ، در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> پارسی‌ «چک» یا «چکّه‌» می گفتند و همین <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> با آمدن تازیان به ایران ، دگرگون و ‌«سکّه‌» گفته و نوشته شد زیرا تازیان نمی توانستند بندواژه ی ‌«چ» را بر <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> بیاورند (بر این پایه ، ریشه <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «سکّه» نیز ، همان <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «چِک‌» است و <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> است. <br />
پس ازکورش، این داریوش بزرگ ، سومین پادشاه هخامنشی بود که پس از آرام کردن کشور پهناور ایران ، دستور داد پول های محلی را گرد آورند زیرا این گونه چکّه ها در مرزهای ایران برای داد و ستد روا بود و این چکه ها از آن پادشاهان ماد و هخامنش نبود. <br />
بدنبال این فرمان، دستور داد پولی را چکّه بزنندکه در سراسرکشور پذیرفتنی بوده و شایسته ی شاهنشاهی هخامنشی باشد و همه ی تیره های زیر چیرگی هخامنشیان آن را بپذیرند و این چکّه از زرناب بود. <br />
پس نحستین چکّه (سکّه) زرین که در ایران زده شد، همان چکه ی زرین داریوش بزرگ بود که در جهان نامور شد. <br />
این چکّه را نویسندگان یونانی و تاریخ نویسان آن کشور ، به نام خود داریوش (دریکوس) می نامیدند یعنی از نام ایرانی ‌«دارید وَهو‌» که به گویش ایرانی ‌«داربوش‌» گفته می شد و یونانیان آ ن را «داری یوس» می نامیدند، نام این چکّه را ساختند. <br />
این نام به همه ی برگه های بهادار ، چه کاغذی و چه فلزی گفت می شد ولی چکّه ی پول هخامنشیان نام دیگری داشت که در دنباله ی این جستار، بدان می پردازیم. <br />
پیش از اینکه جستار بالا را دنبال کنیم ، شایسته می دانم ، همه ی <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> هایی که از آغاز تا امروز برای نامیدن رده های گوناگون پول ایران میان ما ، روا بود ریشه یابی کنم. <br />
استاد دهخدا و استاد معین ‌ «اِشتنگا‌س» و نزدیک به همه ی <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> نویسان ، <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «پو‌ل» را <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> دانسته اند ولی سه - چهار تن از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> شناسان و ریشه یابان ، با اینکه می پذیرند که این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ، در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> پهلوی ساسا نی و پهلوی اشکانی هم روا بوده و به آن ۵۶«پول» گفته می شد. بر این باورند که ریشه ی این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> یونانی به <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> میانی رسیده است و یونانیان به این پدیده‌ «اوبولوس» یا‌ «اوپولوس‌» می گفتند. <br />
استاد دهخدا نیز با اینکه در آغاز ، <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی ‌«پول» را <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> می داند، بدنبال آن می افزاید: <br />
ظاهراً این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> از زمان اشکانیان از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی ‌«بولوس» یونانی به <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> ما آمده است . به هر روی ، آنچه روشن است ایرانیان این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> را از زمان ساسانیان بکار می بردند .<br />
<table style="margin: 0 auto;width:98%;"><td><fieldset style="background: #F5F5F5;border:3px solid #1F497D;border-radius:8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px;"><legend style="background:#E1E1E1;padding: 0.2em 0.5em;border:2px solid #999919;color:red;font-size:14px;text-align:right;border-radius: 8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px"><strong><font style="font-weight:bold;font-style:italic;color:navy;"> نزاری می گوید: </font></strong></legend><br />
<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;">باز حسرت می کشم از بی کسی<br />
خاک بر سر می کنم از بی «پولی»</span></div></fieldset></td></table>
<br />
<table style="margin: 0 auto;width:98%;"><td><fieldset style="background: #F5F5F5;border:3px solid #1F497D;border-radius:8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px;"><legend style="background:#E1E1E1;padding: 0.2em 0.5em;border:2px solid #999919;color:red;font-size:14px;text-align:right;border-radius: 8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px"><strong><font style="font-weight:bold;font-style:italic;color:navy;">ابوسعید ابوالخیر می سراید: </font></strong></legend><br />
<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;">اسرار ملک بین که به غول افتادست<br />
وان سکه ی زربین که به «پول» افتادست</span> </div></fieldset></td></table>
<br />
<table style="margin: 0 auto;width:98%;"><td><fieldset style="background: #F5F5F5;border:3px solid #1F497D;border-radius:8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px;"><legend style="background:#E1E1E1;padding: 0.2em 0.5em;border:2px solid #999919;color:red;font-size:14px;text-align:right;border-radius: 8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px"><strong><font style="font-weight:bold;font-style:italic;color:navy;">مولوی می گوید:</font></strong></legend><br />
<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;">بجای لقمه و «پول» ار خدای را جُستی<br />
نشسته بر لب خندق ندیدمی یک کور</span></div></fieldset></td></table>
<br />
از ساسانیان و اشکانیان دورتر و به ژرفای تاریخ می رویم و می بینیم در زمان هخامنشیان که هنوز یونانیان به ایرانیان نتاخته بودند . ایرانی ها بجای <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی پول ، <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی ‌«پارَک» را داشتندکه با نگرش به شیوه ی دستوری <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> ، پسوندهای (اَک) به (اِک) دگرگون شد و ‌«پارَک» هم ‌«پاره‌» گفته شد و هنوز هم در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> به «رشوه‌» پار‌ه» می گویند. <br />
<br />
پارک ستان ===== پاره ستان  ===== رشوه گیر <br />
پارَک دِه ===== پاره دِه =====  رشوه دهنده <br />
<br />
همین <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> ، به <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> ترکی رفت و در زمان شاهنشاهی عثمانیان ترک ها به یکه ی پول خود «پارام‌» یا «پا‌رَه» می گفتند. <br />
<div style="text-align: CENTER;"><br><br><img src="http://dl.midorinco.ir/picts/01/mJC5OxKfuiv3.jpg" alt="picture" title="تصویر" style="max-width:100%;height:auto;box-shadow:0 0 0 2px #5F0308,0 0 0 4px #6F030A,0 0 0 6px #8B030D,0 0 0 8px #B4030F,0 0 0 10px #8B030D,0 0 0 12px #6F030A,0 0 0 14px #5F0308,5px 6px 6px 18px rgba(0,0,0,0.5);border-radius:4px;"/><br><br><br></div><span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">درهم </span></span></span><br />
از هخامنشیان می گذریم نگاهی گذرا به ساسانیان و اشکانیان می کنیم و نزدیک تر می آییم و به پس از تاختن تازیان به ایران می رسیم. <br />
دِرهَم یا دِرهام (هر «درهم» یکدهم دینار بود) به پول سیمین گفته می شد و پول زرین را «دینار‌» می گفتند. <br />
واژه ی ‌«دِرهم‌» از زمان اسکندر در ایران روا شد و به پول زمان اشکانیان و ساسانیان ‌«درهم» می گفتند. <br />
در یونان ، این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> را «دراخَمه‌» یا‌ «دراخ‌ما» می گفتند و هنوز هم می گویند. <br />
واژه ی ‌«درهَم‌» حتا پس از تاختن تازیان به ایران ، به یکه های پولی گفته شد و تازیان نیز به چکّه های سیمینی که خود چاپ کردند ، ‌«درهم» گفتند. <br />
پادشاهان ایرانی پس از اسلام نیز مانند «آل بویه ، قراخانیان ، خوارزمشاهیان و مانند آنها» نیز ، چکّه های نقره ی خود را «درهم‌» می گفتند پس این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ، ریشه <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> ندارد. <br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">دینار </span></span></span><br />
واژه ی «دینار‌» در آغاز ‌«دِنّار» گفته می شد ولی برای آسان تر بر <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> راندن‌ «دینار» گفتند . این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ، ریشه ی «رومی‌» دارد و رومیان به آن «دناریوس» می گفتند و آن چکّه (سکّه) های زرین روا در میان مردم بود. <br />
این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> را نیز تازیان پس از تاخت به ایران ، درباره ی پول هایی که چه در سرزمین خود و چه در ایران پس از اسلام زدند ، بکار بردند. <br />
امّا در زمان قاجاریان و پهلوی‌ «دینار» به کمترین ارزش پولی گفته شدکه یک بیستم ریال بود . <br />
<br />
<table style="margin: 0 auto;width:98%;"><td><fieldset style="background: #F5F5F5;border:3px solid #1F497D;border-radius:8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px;"><legend style="background:#E1E1E1;padding: 0.2em 0.5em;border:2px solid #999919;color:red;font-size:14px;text-align:right;border-radius: 8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px"><strong><font style="font-weight:bold;font-style:italic;color:navy;">سعدی می گوید: </font></strong></legend><br />
<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;">آنکس که به دینار و درم مال بیندوخت<br />
سر عاقبت اندر سرِ «دینار و درم» کرد </span></div></fieldset></td></table>
<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">تومان </span></span></span><br />
‌«تومان» هم <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ای است بیگانه و از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> مغولی به <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> ما آمد. <br />
این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> مغولی معنای «ده هزار‌» را می دهد و کسی را که فرمانده ده هزار تن بود ، ‌«امیرتومان‌» می گفتند. <br />
پس ، این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ، از ره آوردهای تک و تاخت مغول به ایران است. <br />
<br />
<table style="margin: 0 auto;width:98%;"><td><fieldset style="background: #F5F5F5;border:3px solid #1F497D;border-radius:8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px;"><legend style="background:#E1E1E1;padding: 0.2em 0.5em;border:2px solid #999919;color:red;font-size:14px;text-align:right;border-radius: 8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px"><strong><font style="font-weight:bold;font-style:italic;color:navy;">رشیدالدین فضل الله ، درجامع التوارخ ، می نویسد: </font></strong></legend>چون آنجا رسید، قاآن سی «تومان» لشکر مغول و هشتا‌د «تومان» لشکر ختای ترتیب فرمود ...</fieldset></td></table>
 <br />
انگیزه اینکه ما این نام را به ‌«پول کاغذی» (اسکناس) خود دادیم ، این بود که هر یک «شاهی‌» از زمان قاجاریان ، 50 دینار بود و بیست «شاهی» (یک قران) را «یکهزار» می گفتند (20x50) و <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> های‌ «دو زار، سه زار، چهار زار» کوتاه شده ی <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> های «دوهزار ، سه هزار ، چهارهزار ، و ...» بود. <br />
همچنین دو شاهی راکه «سددینا‌ر» می شد ، به کوتاهی ‌«صنار» می گفتند. ده تا ‌«قِران‌» را که «ده هزار دینار‌» آن زمان بود ، یک ‌«تومان» می گفتند پس ‌«تومان» یعنی ‌«ده هزار دینار. به هر روی ، این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> نیز <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> نیست .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">قِران</span></span></span> <br />
واژه ی ‌«قِران» یک <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی تازی است و از ریشه ی ‌«صاحبقران» گرفته و بر روی یکی از یکه های پول ایرانی گذارده شده .<br />
زیرا بر روی چکّه های بیشتر شاهان ایرانی از صفویان تا ناصرالدین شاه (شاه عباس دوم , شاه تهماسب دوّم , شاه سلیمان , ابراهیم شاه برادر عادلشاه , نادرشاه , شاهرخ شاه , فتحعلی شاه و ناصرالذین شاه) <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «صاحبقران» کنده شده است . به همین انگیزه یکی از یکه های پولی ایرانیان در زمان قاجاریان (که ده تای آن یک تومان بود) «قِران» نامیده شد .<br />
ریشه ی <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «قِران» (درساخت صاحبقران) به معنای «نزدیک بودن» است و انگیزه ی آنکه برخی از شاهان را صاحبقران می دانستند جز چاپلوسی چیز دیگری نبود . زیرا  این باور در مغز ایرانی ها بود که می گفتند : «اگر به هنگام زاده شدن شاهزاده ای (که سپس شاه شده است) دو ستاره آسمانی (برای نمونه کیوان و برجیس) نزدیک بهم آیند , آن شاهزاده , پادشاهی دادگستر و جهانگیر خواهد شد !! و روی این برآورد بی پایه , او را «صاحبقران» می نامیدند . (نزدیک شدن دو ستاره بهم به هنگام زایش).<br />
واژه ی «قِران» تا آغاز پادشاهی رضا شاه , در گفتار مردم بکار می رفت پس از آن <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «ریال» را جانشین آن کردند که این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> نیز <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> نبود .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">ریال</span></span></span><br />
واژه ی «ریال» همان گونه که آمد , <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> نیست و از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> اسپانیایی در بیش از چهار سد سال پیش که پرتغالی ها به ایران تاختند (120 قمری = 1514 ترسایی ) و دریاسالار «آلبوکرک» آبخوست (جزیره) هرمز را گرفت , این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> به ایران آمد و در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> ما روا شد و حتا با اینکه شاه عباس پرتغالی ها را بیرون راند , چون ناگزیر از دادوستد با پرتغالی ها و اسپانیایی ها بودیم <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «ریال» را بکار بردیم و در گفتارمان جا باز کرد .<br />
بر این پایه در هیچ یک از نوشته های <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> پیش از آن , جای پایی از این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> نمی بینیم.<br />
واژه ی «ریال» در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> اسپانیایی به معنای «شاهی» است و همین <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> فرانسه «رو یّال» و در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> انگلیسی «رویال» گفته می شود , در همان معنای «شاه» و «شاهی» .<br />
<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">اسکناس</span></span></span><br />
این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> نیز <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> نیست و از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> روسی به ایران آمده است و روس ها به هر پول کاغذی اسکناس Acignats می گویند . <br />
برخی از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> شناسان بر این باورند که <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «اسکناس‌» از ریشه ، فرانسوی است و از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «اسینیات‌» می آید که به گونه ای کاغذ گفته می شود. <br />
بر این پایه <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «اسکناس» دگرگون شده ی <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ای است که از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> فرانسه به روس رفته و از آنجا به ایران آمده . به هر روی ، هرچه که باشد ، این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> هم <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> نیست . <br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">کَرشَه</span></span></span><br />
بازمی گردیم به زمان هخامنشی . <br />
در تاریخ ها می خوانیم که به یکه ی پول زمان هخامنشیان «کِرشَه» یا (کَرشَه) گفته می شده و این تنها <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی درست <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> است که از دو هزار و پنجسد و اندی سال پیش تا امروز ، برای یکه ی پول ایران بکار رفته است . <br />
دیگر <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> هایی که در این جستار گفته شد ، هر یک به گونه ای از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> های بیگانه به <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> ما آمد و ای کاش به هنگامی که در آغاز پادشاهی رضاشاه می خواستند سامان و روال پول ایران را دگرگون کنند ، آدم های فرهیخته و ایران دوست ، کار را بدست می گرفتند و بجای <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> های بیگانه ی ریال ، قران و تومان و ... که یا مغولی بودند و یا اسپانیایی یا تازی یا یونانی و یا روسی و فرانسوی ، از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی ‌«کَرشَه‌» سود می بردند و این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی کهنسال و ایرانی ، زنده می شد. <br />
به هر روی ، هم اکنون چند ‌«کِرشَه» یا‌ «کَرشَه‌» از زمان هخامنشیان بجای مانده که یکی از آنها در موزه ی ایران باستان نگهداری می شود. <br />
این کرشه ، از یک پاره سنگ سخت سبر تراشیده شده است و به سه <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> ، بابلی و عیلامی ، به خط میخی روی آن کنده شده و یادگاری است از زمان داریوش بزرگ کسی که برای نخستین بار در ایران ، پول را «چکّه‌» زد . <br />
این پول ١٢٠ کرشه است و در سال ١٣١٦ و به هنگام خاک برداری از یکی از اتاق های تخت جمشید پیدا شد. <br />
روی آ ن نوشته شده است: «یکسدو بیست کَرشَه ، منم داریوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان . شاه کشورها . شاه این مرز و بوم . پسر ویشتاسب هخامنشی‌» یکی دیگر از چِکّه (سکّه) های زمان هخامنشی (شِکِل) است که به ارزش یکدهم کرشه است. <br />
واژه شناسان برآنند که ‌«شِکِل‌» یک <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی سامی است و در همه ی <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> های سامی مانند ‌«آکدی ، بابلی ، آشوری ، فنیقی ، آرامی ، سریانی و عِبری‌» این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> بکارمی رود و در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> بابلی درکاربرد معنای ‌«سنجش‌» بکارمی رود. <br />
این دیدگاه درست است زیرا هم اکنون یکه ی پول روا درکشور اسراییل را نیز ‌«شِکِل‌» می گویند. ولی برخی از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> شناسان برآنند که <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی ‌«شِکِل» از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی ‌«سیگلُس» یونانی گرفته شده است و ‌«سامی‌» نیست. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">برگرفته از کتاب :</span> در ژرفای <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ها اثر دکتر ناصر انقطاع]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="text-shadow: 0px 5px 2px gray;"><span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">واژه ی پول در جهان و در ایران چگونه پیدا شد؟</span></span></span></span></div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">آیا <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «پول» یا «تومان» و مانند اینها <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> هستند؟ <br />
در آینده بجای اسکناس وقِران و تومان و ریال چه بگوییم؟ </span><br />
<br />
بی گمان ایرانیان ازنخستین کسانی بوده اندکه ‌«پول‌» رادر سرزمین خود ، روا کردند . به گفته ی دیگر، پیش از آنکه «کوروش» در سال ۵٤٦ پیش از زایش مسیح ‌«لیدیا‌» را زیر چیرگی خود درآورد ، از داد و ستد در آن سرزمین آگاه بود. <br />
پس از افتادن ‌«لیدیا» بدست کوروش ، این سرزمین یکی از بخش های ایران شد و کوروش کارگاه چکّه (سکّه) زنی و زرآب خانه (ضرابخانه) رادر آنجا بنیاد نهاد. <br />
برای اینکه روشن شود چرا در اینجا بجای <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «سکّه» <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی ‌«چکّه‌» بکار رفته است ، بخشی از نوشته ی بخش دوّم در «ژرفای <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ها» برگ ٢٩٩ را در اینجا دوباره می آورم: <br />
...در این جستار، اشاره ای به معنای دیگری از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی ‌«چِک» کردم و آن کاربرد «برخورد دو فلز به یکدیگر» است. <br />
باید بیفزایم که در روزگاران گذشته و کنونی ، در «زرآب خانه‌» (ضرابخانه)ها هنگامی که می خواستند پول فلزی بسازند ، نقشی را بر روی فلزی می کندند و آن مهر را به سختی بر فلزی که باید پول از آن ساخته شود ، می کوبیدند یعنی مهر به سختی بر فلز زیرین می خورد و دو فلز ‌«چک‌» می شدند. یکی از معناهای «چک» در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> بهم خوردن دو فلز است مانند «چکاچک شمشیرها‌». <br />
به همین انگیزه فلز زیرین را که نقش مهر در آن برجای می ماند ، در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> پارسی‌ «چک» یا «چکّه‌» می گفتند و همین <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> با آمدن تازیان به ایران ، دگرگون و ‌«سکّه‌» گفته و نوشته شد زیرا تازیان نمی توانستند بندواژه ی ‌«چ» را بر <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> بیاورند (بر این پایه ، ریشه <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «سکّه» نیز ، همان <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «چِک‌» است و <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> است. <br />
پس ازکورش، این داریوش بزرگ ، سومین پادشاه هخامنشی بود که پس از آرام کردن کشور پهناور ایران ، دستور داد پول های محلی را گرد آورند زیرا این گونه چکّه ها در مرزهای ایران برای داد و ستد روا بود و این چکه ها از آن پادشاهان ماد و هخامنش نبود. <br />
بدنبال این فرمان، دستور داد پولی را چکّه بزنندکه در سراسرکشور پذیرفتنی بوده و شایسته ی شاهنشاهی هخامنشی باشد و همه ی تیره های زیر چیرگی هخامنشیان آن را بپذیرند و این چکّه از زرناب بود. <br />
پس نحستین چکّه (سکّه) زرین که در ایران زده شد، همان چکه ی زرین داریوش بزرگ بود که در جهان نامور شد. <br />
این چکّه را نویسندگان یونانی و تاریخ نویسان آن کشور ، به نام خود داریوش (دریکوس) می نامیدند یعنی از نام ایرانی ‌«دارید وَهو‌» که به گویش ایرانی ‌«داربوش‌» گفته می شد و یونانیان آ ن را «داری یوس» می نامیدند، نام این چکّه را ساختند. <br />
این نام به همه ی برگه های بهادار ، چه کاغذی و چه فلزی گفت می شد ولی چکّه ی پول هخامنشیان نام دیگری داشت که در دنباله ی این جستار، بدان می پردازیم. <br />
پیش از اینکه جستار بالا را دنبال کنیم ، شایسته می دانم ، همه ی <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> هایی که از آغاز تا امروز برای نامیدن رده های گوناگون پول ایران میان ما ، روا بود ریشه یابی کنم. <br />
استاد دهخدا و استاد معین ‌ «اِشتنگا‌س» و نزدیک به همه ی <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> نویسان ، <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «پو‌ل» را <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> دانسته اند ولی سه - چهار تن از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> شناسان و ریشه یابان ، با اینکه می پذیرند که این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ، در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> پهلوی ساسا نی و پهلوی اشکانی هم روا بوده و به آن ۵۶«پول» گفته می شد. بر این باورند که ریشه ی این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> یونانی به <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> میانی رسیده است و یونانیان به این پدیده‌ «اوبولوس» یا‌ «اوپولوس‌» می گفتند. <br />
استاد دهخدا نیز با اینکه در آغاز ، <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی ‌«پول» را <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> می داند، بدنبال آن می افزاید: <br />
ظاهراً این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> از زمان اشکانیان از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی ‌«بولوس» یونانی به <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> ما آمده است . به هر روی ، آنچه روشن است ایرانیان این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> را از زمان ساسانیان بکار می بردند .<br />
<table style="margin: 0 auto;width:98%;"><td><fieldset style="background: #F5F5F5;border:3px solid #1F497D;border-radius:8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px;"><legend style="background:#E1E1E1;padding: 0.2em 0.5em;border:2px solid #999919;color:red;font-size:14px;text-align:right;border-radius: 8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px"><strong><font style="font-weight:bold;font-style:italic;color:navy;"> نزاری می گوید: </font></strong></legend><br />
<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;">باز حسرت می کشم از بی کسی<br />
خاک بر سر می کنم از بی «پولی»</span></div></fieldset></td></table>
<br />
<table style="margin: 0 auto;width:98%;"><td><fieldset style="background: #F5F5F5;border:3px solid #1F497D;border-radius:8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px;"><legend style="background:#E1E1E1;padding: 0.2em 0.5em;border:2px solid #999919;color:red;font-size:14px;text-align:right;border-radius: 8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px"><strong><font style="font-weight:bold;font-style:italic;color:navy;">ابوسعید ابوالخیر می سراید: </font></strong></legend><br />
<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;">اسرار ملک بین که به غول افتادست<br />
وان سکه ی زربین که به «پول» افتادست</span> </div></fieldset></td></table>
<br />
<table style="margin: 0 auto;width:98%;"><td><fieldset style="background: #F5F5F5;border:3px solid #1F497D;border-radius:8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px;"><legend style="background:#E1E1E1;padding: 0.2em 0.5em;border:2px solid #999919;color:red;font-size:14px;text-align:right;border-radius: 8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px"><strong><font style="font-weight:bold;font-style:italic;color:navy;">مولوی می گوید:</font></strong></legend><br />
<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;">بجای لقمه و «پول» ار خدای را جُستی<br />
نشسته بر لب خندق ندیدمی یک کور</span></div></fieldset></td></table>
<br />
از ساسانیان و اشکانیان دورتر و به ژرفای تاریخ می رویم و می بینیم در زمان هخامنشیان که هنوز یونانیان به ایرانیان نتاخته بودند . ایرانی ها بجای <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی پول ، <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی ‌«پارَک» را داشتندکه با نگرش به شیوه ی دستوری <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> ، پسوندهای (اَک) به (اِک) دگرگون شد و ‌«پارَک» هم ‌«پاره‌» گفته شد و هنوز هم در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> به «رشوه‌» پار‌ه» می گویند. <br />
<br />
پارک ستان ===== پاره ستان  ===== رشوه گیر <br />
پارَک دِه ===== پاره دِه =====  رشوه دهنده <br />
<br />
همین <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> ، به <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> ترکی رفت و در زمان شاهنشاهی عثمانیان ترک ها به یکه ی پول خود «پارام‌» یا «پا‌رَه» می گفتند. <br />
<div style="text-align: CENTER;"><br><br><img src="http://dl.midorinco.ir/picts/01/mJC5OxKfuiv3.jpg" alt="picture" title="تصویر" style="max-width:100%;height:auto;box-shadow:0 0 0 2px #5F0308,0 0 0 4px #6F030A,0 0 0 6px #8B030D,0 0 0 8px #B4030F,0 0 0 10px #8B030D,0 0 0 12px #6F030A,0 0 0 14px #5F0308,5px 6px 6px 18px rgba(0,0,0,0.5);border-radius:4px;"/><br><br><br></div><span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">درهم </span></span></span><br />
از هخامنشیان می گذریم نگاهی گذرا به ساسانیان و اشکانیان می کنیم و نزدیک تر می آییم و به پس از تاختن تازیان به ایران می رسیم. <br />
دِرهَم یا دِرهام (هر «درهم» یکدهم دینار بود) به پول سیمین گفته می شد و پول زرین را «دینار‌» می گفتند. <br />
واژه ی ‌«دِرهم‌» از زمان اسکندر در ایران روا شد و به پول زمان اشکانیان و ساسانیان ‌«درهم» می گفتند. <br />
در یونان ، این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> را «دراخَمه‌» یا‌ «دراخ‌ما» می گفتند و هنوز هم می گویند. <br />
واژه ی ‌«درهَم‌» حتا پس از تاختن تازیان به ایران ، به یکه های پولی گفته شد و تازیان نیز به چکّه های سیمینی که خود چاپ کردند ، ‌«درهم» گفتند. <br />
پادشاهان ایرانی پس از اسلام نیز مانند «آل بویه ، قراخانیان ، خوارزمشاهیان و مانند آنها» نیز ، چکّه های نقره ی خود را «درهم‌» می گفتند پس این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ، ریشه <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> ندارد. <br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">دینار </span></span></span><br />
واژه ی «دینار‌» در آغاز ‌«دِنّار» گفته می شد ولی برای آسان تر بر <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> راندن‌ «دینار» گفتند . این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ، ریشه ی «رومی‌» دارد و رومیان به آن «دناریوس» می گفتند و آن چکّه (سکّه) های زرین روا در میان مردم بود. <br />
این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> را نیز تازیان پس از تاخت به ایران ، درباره ی پول هایی که چه در سرزمین خود و چه در ایران پس از اسلام زدند ، بکار بردند. <br />
امّا در زمان قاجاریان و پهلوی‌ «دینار» به کمترین ارزش پولی گفته شدکه یک بیستم ریال بود . <br />
<br />
<table style="margin: 0 auto;width:98%;"><td><fieldset style="background: #F5F5F5;border:3px solid #1F497D;border-radius:8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px;"><legend style="background:#E1E1E1;padding: 0.2em 0.5em;border:2px solid #999919;color:red;font-size:14px;text-align:right;border-radius: 8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px"><strong><font style="font-weight:bold;font-style:italic;color:navy;">سعدی می گوید: </font></strong></legend><br />
<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;">آنکس که به دینار و درم مال بیندوخت<br />
سر عاقبت اندر سرِ «دینار و درم» کرد </span></div></fieldset></td></table>
<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">تومان </span></span></span><br />
‌«تومان» هم <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ای است بیگانه و از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> مغولی به <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> ما آمد. <br />
این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> مغولی معنای «ده هزار‌» را می دهد و کسی را که فرمانده ده هزار تن بود ، ‌«امیرتومان‌» می گفتند. <br />
پس ، این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ، از ره آوردهای تک و تاخت مغول به ایران است. <br />
<br />
<table style="margin: 0 auto;width:98%;"><td><fieldset style="background: #F5F5F5;border:3px solid #1F497D;border-radius:8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px;"><legend style="background:#E1E1E1;padding: 0.2em 0.5em;border:2px solid #999919;color:red;font-size:14px;text-align:right;border-radius: 8px;-moz-border-radius:8px;-webkit-border-radius:8px"><strong><font style="font-weight:bold;font-style:italic;color:navy;">رشیدالدین فضل الله ، درجامع التوارخ ، می نویسد: </font></strong></legend>چون آنجا رسید، قاآن سی «تومان» لشکر مغول و هشتا‌د «تومان» لشکر ختای ترتیب فرمود ...</fieldset></td></table>
 <br />
انگیزه اینکه ما این نام را به ‌«پول کاغذی» (اسکناس) خود دادیم ، این بود که هر یک «شاهی‌» از زمان قاجاریان ، 50 دینار بود و بیست «شاهی» (یک قران) را «یکهزار» می گفتند (20x50) و <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> های‌ «دو زار، سه زار، چهار زار» کوتاه شده ی <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> های «دوهزار ، سه هزار ، چهارهزار ، و ...» بود. <br />
همچنین دو شاهی راکه «سددینا‌ر» می شد ، به کوتاهی ‌«صنار» می گفتند. ده تا ‌«قِران‌» را که «ده هزار دینار‌» آن زمان بود ، یک ‌«تومان» می گفتند پس ‌«تومان» یعنی ‌«ده هزار دینار. به هر روی ، این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> نیز <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> نیست .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">قِران</span></span></span> <br />
واژه ی ‌«قِران» یک <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی تازی است و از ریشه ی ‌«صاحبقران» گرفته و بر روی یکی از یکه های پول ایرانی گذارده شده .<br />
زیرا بر روی چکّه های بیشتر شاهان ایرانی از صفویان تا ناصرالدین شاه (شاه عباس دوم , شاه تهماسب دوّم , شاه سلیمان , ابراهیم شاه برادر عادلشاه , نادرشاه , شاهرخ شاه , فتحعلی شاه و ناصرالذین شاه) <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «صاحبقران» کنده شده است . به همین انگیزه یکی از یکه های پولی ایرانیان در زمان قاجاریان (که ده تای آن یک تومان بود) «قِران» نامیده شد .<br />
ریشه ی <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «قِران» (درساخت صاحبقران) به معنای «نزدیک بودن» است و انگیزه ی آنکه برخی از شاهان را صاحبقران می دانستند جز چاپلوسی چیز دیگری نبود . زیرا  این باور در مغز ایرانی ها بود که می گفتند : «اگر به هنگام زاده شدن شاهزاده ای (که سپس شاه شده است) دو ستاره آسمانی (برای نمونه کیوان و برجیس) نزدیک بهم آیند , آن شاهزاده , پادشاهی دادگستر و جهانگیر خواهد شد !! و روی این برآورد بی پایه , او را «صاحبقران» می نامیدند . (نزدیک شدن دو ستاره بهم به هنگام زایش).<br />
واژه ی «قِران» تا آغاز پادشاهی رضا شاه , در گفتار مردم بکار می رفت پس از آن <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «ریال» را جانشین آن کردند که این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> نیز <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> نبود .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">ریال</span></span></span><br />
واژه ی «ریال» همان گونه که آمد , <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> نیست و از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> اسپانیایی در بیش از چهار سد سال پیش که پرتغالی ها به ایران تاختند (120 قمری = 1514 ترسایی ) و دریاسالار «آلبوکرک» آبخوست (جزیره) هرمز را گرفت , این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> به ایران آمد و در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> ما روا شد و حتا با اینکه شاه عباس پرتغالی ها را بیرون راند , چون ناگزیر از دادوستد با پرتغالی ها و اسپانیایی ها بودیم <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «ریال» را بکار بردیم و در گفتارمان جا باز کرد .<br />
بر این پایه در هیچ یک از نوشته های <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> پیش از آن , جای پایی از این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> نمی بینیم.<br />
واژه ی «ریال» در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> اسپانیایی به معنای «شاهی» است و همین <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> فرانسه «رو یّال» و در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> انگلیسی «رویال» گفته می شود , در همان معنای «شاه» و «شاهی» .<br />
<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">اسکناس</span></span></span><br />
این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> نیز <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> نیست و از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> روسی به ایران آمده است و روس ها به هر پول کاغذی اسکناس Acignats می گویند . <br />
برخی از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> شناسان بر این باورند که <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «اسکناس‌» از ریشه ، فرانسوی است و از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «اسینیات‌» می آید که به گونه ای کاغذ گفته می شود. <br />
بر این پایه <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی «اسکناس» دگرگون شده ی <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ای است که از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> فرانسه به روس رفته و از آنجا به ایران آمده . به هر روی ، هرچه که باشد ، این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> هم <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> نیست . <br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">کَرشَه</span></span></span><br />
بازمی گردیم به زمان هخامنشی . <br />
در تاریخ ها می خوانیم که به یکه ی پول زمان هخامنشیان «کِرشَه» یا (کَرشَه) گفته می شده و این تنها <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی درست <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> است که از دو هزار و پنجسد و اندی سال پیش تا امروز ، برای یکه ی پول ایران بکار رفته است . <br />
دیگر <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> هایی که در این جستار گفته شد ، هر یک به گونه ای از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> های بیگانه به <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> ما آمد و ای کاش به هنگامی که در آغاز پادشاهی رضاشاه می خواستند سامان و روال پول ایران را دگرگون کنند ، آدم های فرهیخته و ایران دوست ، کار را بدست می گرفتند و بجای <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> های بیگانه ی ریال ، قران و تومان و ... که یا مغولی بودند و یا اسپانیایی یا تازی یا یونانی و یا روسی و فرانسوی ، از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی ‌«کَرشَه‌» سود می بردند و این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی کهنسال و ایرانی ، زنده می شد. <br />
به هر روی ، هم اکنون چند ‌«کِرشَه» یا‌ «کَرشَه‌» از زمان هخامنشیان بجای مانده که یکی از آنها در موزه ی ایران باستان نگهداری می شود. <br />
این کرشه ، از یک پاره سنگ سخت سبر تراشیده شده است و به سه <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> ، بابلی و عیلامی ، به خط میخی روی آن کنده شده و یادگاری است از زمان داریوش بزرگ کسی که برای نخستین بار در ایران ، پول را «چکّه‌» زد . <br />
این پول ١٢٠ کرشه است و در سال ١٣١٦ و به هنگام خاک برداری از یکی از اتاق های تخت جمشید پیدا شد. <br />
روی آ ن نوشته شده است: «یکسدو بیست کَرشَه ، منم داریوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان . شاه کشورها . شاه این مرز و بوم . پسر ویشتاسب هخامنشی‌» یکی دیگر از چِکّه (سکّه) های زمان هخامنشی (شِکِل) است که به ارزش یکدهم کرشه است. <br />
واژه شناسان برآنند که ‌«شِکِل‌» یک <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی سامی است و در همه ی <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> های سامی مانند ‌«آکدی ، بابلی ، آشوری ، فنیقی ، آرامی ، سریانی و عِبری‌» این <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> بکارمی رود و در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> بابلی درکاربرد معنای ‌«سنجش‌» بکارمی رود. <br />
این دیدگاه درست است زیرا هم اکنون یکه ی پول روا درکشور اسراییل را نیز ‌«شِکِل‌» می گویند. ولی برخی از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> شناسان برآنند که <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی ‌«شِکِل» از <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ی ‌«سیگلُس» یونانی گرفته شده است و ‌«سامی‌» نیست. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">برگرفته از کتاب :</span> در ژرفای <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> ها اثر دکتر ناصر انقطاع]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[معنی نام ماه های سال چیست؟]]></title>
			<link>http://www.midorinco.ir/showthread.php?tid=1467</link>
			<pubDate>Sat, 13 Dec 2014 14:53:17 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.midorinco.ir/showthread.php?tid=1467</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="text-shadow: 0px 5px 2px gray;"><span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">معنی نام ماه های سال چیست؟</span></span></span></span></div>
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">فروردین</span></span></span><br />
فروردین نام نخستین ماه از فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> باستان فرورتینام، در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است. بنا به عقیده پیشینیان، ده روز پیش از آغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته، برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر می‌برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان، هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب، به دنیای دیگر می‌روند.<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">اردیبهشت</span></span></span><br />
اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده که کلمه‌ای است مرکب از دو جزء: جزء اول "اشا" از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است، راستی و درستی، تقدس، قانون و آئین ایزدی، پاکی.... و بسیار هم در اوستا به کار برده شده است. جزء دیگر این کلمه که <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> "وهیشت" باشد. صفت عالی است به معنای بهترین، بهشت فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است. در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی کلیه آتش های روی زمین به او سپرده شده است. در معنی ترکیب لغت اردیبهشت "مانند بهشت" هم آمده است.<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">خرداد</span></span></span><br />
خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاه‌شمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> باستان هئوروتات ،در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء هئوروه که صفت است به معنای رسا، همه، درست و کامل. دوم تات که پسوند است برای اسم مونث، بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است. ایزدان تیر و باد و فروردین از همکاران خرداد می‌باشند. خرداد نماینده رسایی و کمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است. <br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">تیر</span></span></span><br />
تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا تیشریه، در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی تیر گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می‌شود. فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک، از باران بهره مند می‌شود و کشتزارها سیراب می‌گردد. تیشتر را در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> های اروپایی سیریوس خوانده اند. هر گاه تیشتر از اسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می‌دهد. این کلمه را نباید با <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> عربی به معنی سهم اشتباه کرد.<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">امرداد</span></span></span><br />
امرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا امرتات ،در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از سه جزء:اول "ا" ادات نفی به معنی نه، دوم "مرتا" به معنی مردنی و نابود شدنی نیست و سوم تات که پسوند و دال بر مونث است. بنابراین امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> "مرداد" به غلط استعمال می‌شود. در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست.<br />
<br />
در مزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از:<br />
<br />
نیک اندیشی، صلح و سازش، راستی و درستی، فروتنی و محبت به همنوع، تامین اسایش و امنیت بشر مجهز باشد تا به کمال مطلوب همه که از خصایص امرداد است نایل گردد. <br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">شهریور</span></span></span><br />
شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ماه در گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا خشتروئیریه، در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور می‌دانند. کلمه ای است مرکب از دو جزء: خشتر که در اوستا و <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن وئیر یه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعاً یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده . این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است. شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات. چون نگهبانی فلزات با اوستاو را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند. روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می‌شود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند. <br />
<div style="text-align: CENTER;"><br><br><img src="http://dl.midorinco.ir/picts/01/fu573.jpg" alt="picture" title="تصویر" style="max-width:100%;height:auto;box-shadow:0 0 0 2px #5F0308,0 0 0 4px #6F030A,0 0 0 6px #8B030D,0 0 0 8px #B4030F,0 0 0 10px #8B030D,0 0 0 12px #6F030A,0 0 0 14px #5F0308,5px 6px 6px 18px rgba(0,0,0,0.5);border-radius:4px;"/><br><br><br></div><span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">مهر</span></span></span><br />
در سانسکریت میترا، در اوستا و <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> میثر و در پهلوی میتر و در فارسی مهر گفته می‌شود. که از ریشه سانسکریت آمده به معنی پیوستن. اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند. مهر واسطه است میان آفریدگار و آفریدگان. میثره در سانسکریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است. مهر ایزد هماره بیدار و نیرومند است و برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دروغگویان و پیمان شکنان در تکاپوست. مهر از برای محافظت عهد و پیمان و میثاق مردم گماشته شده است. از این رو فرشته فروغ و روشنایی نیز هست که هیچ چیز ار او پوشیده نمی‌ماند. برای آن که از عهده نگهبانی بر آید اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است. مقام مهر در بالای کوه "هرا" است، انجایی که نه روز است و نه شب، نه گرم است و نه سرد، نه ناخوشی و نه کثافت .مهر از آنجا بر ممالک آریایی نگران است. این آرامگاه خود به پهنای کره زمین است یعنی مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان می‌شتابد.<br />
<br />
آیین مهر در دین مسیح نیز مشهود است. ایزد مهر در اصل بجز ایزد خورشید بوده است اما بعدها آندو را یکی دانسته اند. مورخان یونانی مهر را به نام میترس یاد کرده اند و کر کرده اند که ایرانیان خورشید را به اسم "میترس" می‌ستایند.از این خبر پیداست که در یک قرن پیش از میلاد مسیح آندو با یکدیگر مخلوط شده اند. نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ایزد مهر است.<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">آبان</span></span></span><br />
در اوستا آپ در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> باستان آپی و در فارسی آب گفته می‌شود. در اوستا بارها "آپ" به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغه جمع آمده است. نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را، آبان می دانند. ایزد آبان موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آنکه "زو" که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده، او را شکست داده، تعاقب نمود و از ملک خویش بیرون کرد، ایرانیان این روز را جشن می گیرند، دیگر آنکه چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید مردم بسیار تلف گردیده و بعضی به ملک دیگر رفتند. عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن کرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن کنند. آفتاب در این ماه در برج عقرب یا کژدم قرار می‌گیرد. <br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">آذر</span></span></span><br />
در اوستا آتر، آثر، در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> باستان آتر، در پهلوی آتر، و در فارسی آذر می‌گویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگتری ایزدان است. آریائیان(هندوان و ایزدان) بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت می دادند. ایزد آذر نزد هندوان ،آگنی خولنده شده و در "ودا" (کتاب کهن و مقدس هندوان) از خدایان بزرگ به شمار رفته است. آفت اب در این ماه در برج قوس یاکماندار قرار می گیرد. <br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">دی</span></span></span><br />
در اوستا داثوش یا دادها به معنی آفریننده، دادار و آفریدگار است و غالبا صفت اهورامزدا است و آن از مصدر "دا" به معنی دادن و افریدن است. در خود اوستا صفت دثوش (=دی)برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است. در میان سی روز ماه، روزهای هشتم و بیست و سوم به دی (آفریدگار،دثوش) موسوم است. برای اینکه سه روز موسوم به "دی" با هم اشتباه نشوند نام هر یک را به نام روز بعد می‌پیوندند. مثلا روز هشتم را "دی باز" و روز پانزدهم را "دی بمهر" و....دی نام ملکی است که تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد.<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">بهمن</span></span></span><br />
در اوستا وهومنه ،در پهلوی وهومن، در فارسی وهمن یا بهمن گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: "وهو" به معنی خوب و نیک و "مند" از ریشه من به معنی منش: پس یعنی بهمنش، نیک اندیش، نیک نهاد. نخستین آفریده اهورامزدا است و یکی از بزرگترین ایزدان مزدیسنا. در عالم روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و توانایی خداوند است. انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگار نزدیک کند. یکی از وظایف بهمن این است که به گفتار نیک را تعلیم می دهد و از هرزه گویی باز می‌دارد. خروس که از مرغکان مقدس به شمار می‌رود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده، مردم را به برخاستن و عبادت و کشت و کار می‌خواند، ویژه بهمن است. همچنین لباس سفید هم از آن وهمن است. همه جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است. بنا به نوشته ابوریحان بیرونی جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است. بهمن اسم گیاهی است که به ویژه در جشن بهمنجه خورده می‌شود و در طب نیز این گیاه معروف است. <br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">اسفند</span></span></span><br />
در اوستا اسپنتا آرمیتی، در پهلوی اسپندر، در فارسی سپندار مذ، سفندارمذ، اسفندارمذ، و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: سپند، که صفت است به معنی پاک و مقدس، یا ارمئتی هم مرکب از دو جزء: اول آرم که قید است به معنی درست، شاید و بجا. دوم متی از مصدر من به من معنی اندیشیدن. بنابراین ارمتی به معنی فروتنی، بردباری و سازگاری است و سپنته آرمتی به معنی بردباری و فروتنی مقدس است. در پهلوی آن را خرد و کامل ترجمه کرده اند. سپندارمذ یکی از امشاسپندان است که مونث و دختر اهورامزدا خوانده شده است. وی موظف است که همواره زمین را خرم ، آباد، پاک و بارور نگه دارد، هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند خشنودی اسپندارمذ را فراهم کرده است و آسایش در روی زمین سپرده به دست اوست و خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شکیباست و مخصوصاً مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است. بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ می‌باشد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="text-shadow: 0px 5px 2px gray;"><span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">معنی نام ماه های سال چیست؟</span></span></span></span></div>
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">فروردین</span></span></span><br />
فروردین نام نخستین ماه از فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> باستان فرورتینام، در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است. بنا به عقیده پیشینیان، ده روز پیش از آغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته، برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر می‌برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان، هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب، به دنیای دیگر می‌روند.<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">اردیبهشت</span></span></span><br />
اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده که کلمه‌ای است مرکب از دو جزء: جزء اول "اشا" از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است، راستی و درستی، تقدس، قانون و آئین ایزدی، پاکی.... و بسیار هم در اوستا به کار برده شده است. جزء دیگر این کلمه که <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> "وهیشت" باشد. صفت عالی است به معنای بهترین، بهشت فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است. در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی کلیه آتش های روی زمین به او سپرده شده است. در معنی ترکیب لغت اردیبهشت "مانند بهشت" هم آمده است.<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">خرداد</span></span></span><br />
خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاه‌شمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> باستان هئوروتات ،در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء هئوروه که صفت است به معنای رسا، همه، درست و کامل. دوم تات که پسوند است برای اسم مونث، بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است. ایزدان تیر و باد و فروردین از همکاران خرداد می‌باشند. خرداد نماینده رسایی و کمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است. <br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">تیر</span></span></span><br />
تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا تیشریه، در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی تیر گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می‌شود. فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک، از باران بهره مند می‌شود و کشتزارها سیراب می‌گردد. تیشتر را در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="زبان" >زبان</a> های اروپایی سیریوس خوانده اند. هر گاه تیشتر از اسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می‌دهد. این کلمه را نباید با <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> عربی به معنی سهم اشتباه کرد.<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">امرداد</span></span></span><br />
امرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا امرتات ،در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از سه جزء:اول "ا" ادات نفی به معنی نه، دوم "مرتا" به معنی مردنی و نابود شدنی نیست و سوم تات که پسوند و دال بر مونث است. بنابراین امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="واژه" >واژه</a> "مرداد" به غلط استعمال می‌شود. در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست.<br />
<br />
در مزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از:<br />
<br />
نیک اندیشی، صلح و سازش، راستی و درستی، فروتنی و محبت به همنوع، تامین اسایش و امنیت بشر مجهز باشد تا به کمال مطلوب همه که از خصایص امرداد است نایل گردد. <br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">شهریور</span></span></span><br />
شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ماه در گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا خشتروئیریه، در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور می‌دانند. کلمه ای است مرکب از دو جزء: خشتر که در اوستا و <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن وئیر یه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعاً یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده . این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است. شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات. چون نگهبانی فلزات با اوستاو را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند. روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می‌شود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند. <br />
<div style="text-align: CENTER;"><br><br><img src="http://dl.midorinco.ir/picts/01/fu573.jpg" alt="picture" title="تصویر" style="max-width:100%;height:auto;box-shadow:0 0 0 2px #5F0308,0 0 0 4px #6F030A,0 0 0 6px #8B030D,0 0 0 8px #B4030F,0 0 0 10px #8B030D,0 0 0 12px #6F030A,0 0 0 14px #5F0308,5px 6px 6px 18px rgba(0,0,0,0.5);border-radius:4px;"/><br><br><br></div><span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">مهر</span></span></span><br />
در سانسکریت میترا، در اوستا و <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> میثر و در پهلوی میتر و در فارسی مهر گفته می‌شود. که از ریشه سانسکریت آمده به معنی پیوستن. اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند. مهر واسطه است میان آفریدگار و آفریدگان. میثره در سانسکریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است. مهر ایزد هماره بیدار و نیرومند است و برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دروغگویان و پیمان شکنان در تکاپوست. مهر از برای محافظت عهد و پیمان و میثاق مردم گماشته شده است. از این رو فرشته فروغ و روشنایی نیز هست که هیچ چیز ار او پوشیده نمی‌ماند. برای آن که از عهده نگهبانی بر آید اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است. مقام مهر در بالای کوه "هرا" است، انجایی که نه روز است و نه شب، نه گرم است و نه سرد، نه ناخوشی و نه کثافت .مهر از آنجا بر ممالک آریایی نگران است. این آرامگاه خود به پهنای کره زمین است یعنی مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان می‌شتابد.<br />
<br />
آیین مهر در دین مسیح نیز مشهود است. ایزد مهر در اصل بجز ایزد خورشید بوده است اما بعدها آندو را یکی دانسته اند. مورخان یونانی مهر را به نام میترس یاد کرده اند و کر کرده اند که ایرانیان خورشید را به اسم "میترس" می‌ستایند.از این خبر پیداست که در یک قرن پیش از میلاد مسیح آندو با یکدیگر مخلوط شده اند. نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ایزد مهر است.<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">آبان</span></span></span><br />
در اوستا آپ در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> باستان آپی و در فارسی آب گفته می‌شود. در اوستا بارها "آپ" به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغه جمع آمده است. نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را، آبان می دانند. ایزد آبان موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آنکه "زو" که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده، او را شکست داده، تعاقب نمود و از ملک خویش بیرون کرد، ایرانیان این روز را جشن می گیرند، دیگر آنکه چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید مردم بسیار تلف گردیده و بعضی به ملک دیگر رفتند. عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن کرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن کنند. آفتاب در این ماه در برج عقرب یا کژدم قرار می‌گیرد. <br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">آذر</span></span></span><br />
در اوستا آتر، آثر، در <a href="http://www.midorinco.ir/index.php" title="پارسی" >پارسی</a> باستان آتر، در پهلوی آتر، و در فارسی آذر می‌گویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگتری ایزدان است. آریائیان(هندوان و ایزدان) بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت می دادند. ایزد آذر نزد هندوان ،آگنی خولنده شده و در "ودا" (کتاب کهن و مقدس هندوان) از خدایان بزرگ به شمار رفته است. آفت اب در این ماه در برج قوس یاکماندار قرار می گیرد. <br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">دی</span></span></span><br />
در اوستا داثوش یا دادها به معنی آفریننده، دادار و آفریدگار است و غالبا صفت اهورامزدا است و آن از مصدر "دا" به معنی دادن و افریدن است. در خود اوستا صفت دثوش (=دی)برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است. در میان سی روز ماه، روزهای هشتم و بیست و سوم به دی (آفریدگار،دثوش) موسوم است. برای اینکه سه روز موسوم به "دی" با هم اشتباه نشوند نام هر یک را به نام روز بعد می‌پیوندند. مثلا روز هشتم را "دی باز" و روز پانزدهم را "دی بمهر" و....دی نام ملکی است که تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد.<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">بهمن</span></span></span><br />
در اوستا وهومنه ،در پهلوی وهومن، در فارسی وهمن یا بهمن گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: "وهو" به معنی خوب و نیک و "مند" از ریشه من به معنی منش: پس یعنی بهمنش، نیک اندیش، نیک نهاد. نخستین آفریده اهورامزدا است و یکی از بزرگترین ایزدان مزدیسنا. در عالم روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و توانایی خداوند است. انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگار نزدیک کند. یکی از وظایف بهمن این است که به گفتار نیک را تعلیم می دهد و از هرزه گویی باز می‌دارد. خروس که از مرغکان مقدس به شمار می‌رود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده، مردم را به برخاستن و عبادت و کشت و کار می‌خواند، ویژه بهمن است. همچنین لباس سفید هم از آن وهمن است. همه جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است. بنا به نوشته ابوریحان بیرونی جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است. بهمن اسم گیاهی است که به ویژه در جشن بهمنجه خورده می‌شود و در طب نیز این گیاه معروف است. <br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">اسفند</span></span></span><br />
در اوستا اسپنتا آرمیتی، در پهلوی اسپندر، در فارسی سپندار مذ، سفندارمذ، اسفندارمذ، و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: سپند، که صفت است به معنی پاک و مقدس، یا ارمئتی هم مرکب از دو جزء: اول آرم که قید است به معنی درست، شاید و بجا. دوم متی از مصدر من به من معنی اندیشیدن. بنابراین ارمتی به معنی فروتنی، بردباری و سازگاری است و سپنته آرمتی به معنی بردباری و فروتنی مقدس است. در پهلوی آن را خرد و کامل ترجمه کرده اند. سپندارمذ یکی از امشاسپندان است که مونث و دختر اهورامزدا خوانده شده است. وی موظف است که همواره زمین را خرم ، آباد، پاک و بارور نگه دارد، هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند خشنودی اسپندارمذ را فراهم کرده است و آسایش در روی زمین سپرده به دست اوست و خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شکیباست و مخصوصاً مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است. بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ می‌باشد.]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>