gol
gol

«ابوسعید ابوالخیر»

hardy
گیرم که هزار مصحف از بر داری

با آن چه کنی؟ که نفس کافر داری!

سر را به زمین چه می‌نهی بهر نماز؟

آنرا به زمین بنه که بر سر داری!!

×

توجه : دو ارسال نخستِ کاربرانِ جدید در تالار میدوری , پیش از نمایش , نیاز به تایید مدیریت دارند.

Latest Threads  آخرین ارسال ها :
نمایش آخرین ارسال این موضوع
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
 
  
1 کاربر حاضر در تاپیک: (0 عضو, و 1 مهمان). 1 مهمان
نویسنده:میدوری
آخرین ارسال:ofpersia
پاسخ: 2
بازدید: 6479
subscription
quickreply advancequickreply report



( گوناگون ) بررسی واژه های «پاس, سپاس, پاسبان, پاسدار و سپاسگزار»
  نویسنده پیام  | تغییر اندازه ی متن:  zoomin zoomout default
admin میدوری profile  
آفلاین
مدیر کل تالار
مدالهای میدوری1000500
1001011720
168241051
دسترسی به میدوری
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
اطلاعات میدوری


تاریخ عضویت: 05 November 2011

ارسال ها: 1,720
شماره کاربری: 1
میزان اعتبار:

محل سکونت: تهران
ماه تولد:
جنسيت:
تماس با میدوری
حالت میدوری
صفحه های میدوری
گوگل پلاس فیس بوک توییتر یوتیوب کلوب
اینستاگرام تلگرام
سپاس های میدوری
سپاس کرده 30 بار
سپاس شده 311 بار
گپی با میدوری
ارسال: #1
Heart بررسی واژه های «پاس, سپاس, پاسبان, پاسدار و سپاسگزار»

rightarrow
بررسی واژه های «پاس, سپاس, پاسبان, پاسدار و سپاسگزار»
یکی از واژه هایی که درگفتار همگان بسیار بکار می رود و معناهای گسترده و باریکی دارد، واژه ی «پاس‌» است.
این واژه در زبان پارسی ریشه ای ژرف دارد و از دوران پارسی باستان (اوستایی) تاکنون، درگفتار ونوشتار ایرانیان، درست به همین گونه بکارمی رفته وگفته می شده. ژرفای این واژه در دل تاریخ زبان پارسی، انگیزه ی بکارگیری کاربردهای گوناگونی در چامه ها و چکامه ها و نوشته های چامه سرایان و نویسندگان ایرانی شده است واز این روی، دارای معناهای چندی است که درزیر می آ ید.

1 - به معنای «احترام‌» و‌«بزرگداشت‌» و‌«ارج گذاری» می آ ید.
چنانکه گویند ‌«پاس او را نگهداشت‌» یا ‌«به پاس درگذشت فلان بزرگمرد، امروز فروشگاه ها بسته است‌».

چامه سرایی به نام ‌«تاثیر» می گوید:
الفت میان خنده و لعلش زیاده نیست
پاس نمک چو باده نگه داشت، باده نیست

همچنین چامه سرایی دیگر به نام‌ «آقاباقی نهاوندی» می گوید:
به زلف خود بگو تا «پاس» ایمانم نگهدارد
که من در ساعتی سَدره مسلمان می توانم شد

می بینیم که ‌«پاس نمک‌» و «پاس ایمان‌» در چامه های این دو چامه سرا، به معنای ‌«احترام‌» و‌ «بزرگداشت» آمده است.

2 - «پاس‌» همچنین درزبان پارسی، معنای شناخته شده ی دیگری دارد و آن ‌«بخش و پاره و بَهر است ولی در این کاربرد، یک هشتم از یک شب وروز _ یا یک بخش از چهار بخش شب _(یعنی سه ساعت)، شناخته شده تر است.
شاید بارها در نوشته ها وگفته ها، جمله ی «پاسی از نیم شب گذشت‌» یا ‌«پاسی از شب گذشته‌» یا ‌«پاسی از برآمدن آ فتاب گذشته» را شنیده و خوانده باشیدکه خواست گوینده یا نویسنده سه ساعت از نیم شب گذشته یا سه ساعت از برآمدن آفتاب گذشته است .

فردوسی می گوید:
یکی گفت سدره ز یزدان سپاس
ستایش کنم روز و شب، در سه «پاس»
وبازاز فردوسی می خوانیم:
چویک «پاس» بگذشت زان تیره شب
زپیش اندر آمد خروش چلب

(چلب، یا، چلب یعنی ‌«سنج‌»که افزاری است در موسیقی).

بر این پایه چون درازای زمان نگهبانی نگاهبانان شهربانی وارتش، سه ساعت (یعنی یک پاس) است به آنان ‌«پاسبان‌» یا «پاسدار‌» یعنی «نگهبان و نگهدار در سه ساعت» گویند.

نظامی گنجه ای نیز درکتاب خود می گوید:
چو آگاه شد مرد ایزد شناس
که دزدان در آن قلعه دارند «پاس»

که در اینجا بازهم خواست چامه سرا از‌«پاسداری‌» و نگهبان نهادن دزدان برای سه ساعت بوده است.

picture

3 - از این گذشته، «پاس‌» به معنای «دور نگه داشتن» و «حفظ کرد‌ن» نیز آمده است (در واقع همان ‌«احترام» است، زیرا واژه ی «احترام‌» از «حُرمت‌» و «حرام‌» می آ ید به معنای دور نگه داشتن و حفظ کردن).

همان گونه که درشاهکار ‌«فخرالدین اسعدگرگانی‌» می خوانیم:
گشایم یکی راه نگشوده را
سپارم یکی جنس نبسوده را
به شرطی که داری زاغیار «پاس»
نیاری دُر معنوی را قیاس

(«نبسوده‌» یا «نابسوده‌» یا ‌«نپسوده‌» و یا «ناسوده» یعنی دست نحورده).

4 - همان گونه که در پیش آ مد، ‌«پاس» به معنای ‌«بخش و پاره و بهر» هم می آ ید.
بر این پایه، در ادب ایران، سه بخش از پیکر آدمی را که آنها را نگهبانان کالبدی می نامند ‌«یعنی به چشم وگوش وزبان» نیز «پا‌س» می گویند.

از اینرو،گروهی برآنندکه این چامه فردوسی که می گوید:
یکی گفت: سدره ز یزدان سپاس
ستایش کنم روز و شب در سه پاس

نادرست است و خواست فردوسی ‌«ستایش‌»کنم روز و شب ‌«با‌» سه پاس درست بوده است یعنی با چشم وگوش وزبان، یزدان را در شب وروز ستایش می کنم.
اکنون که سخن از ‌«سه پاس» رفتپ، شایسته است که بیفزایم که معنای واژه ی «سپاس‌» یکسره از معنای واژه ی پاس و «سه پاس‌»، جدا است و این واژه که در پهلوی ساسانی با اندک دگرگونی«Spas» (یعنی با ‌«سین‌» بی آوا) گفته می شده، تنها به معنای «ستایش‌» و «تشکر» است

چنانکه گفته اند:
«سپاس» از جهان داور کدخدا
که با «کاف» و «نون» کرد ، گیتی بپا


همچنین از نظامی می خوانیم:
چو جویای گهرگوهرشناس است
اگر هم بی بهاگیرد، «سپاس» است

ولی از آ نچه که در لابه لای نوشته ها می خوانیم , این گونه برمی آیدکه ‌«سپاس» را برای خداوند یکتا بیشتر بکار می برند و واژه ی ‌«ناسپاس‌» را برای کسانی که ‌«نماز» را رهاکرده و خداوند را فراموش کرده بودند، بکار می گرفتند و نمونه های زیرگویای این
نکته است.

از فردوسی:
گرامی تر از دیده، آن را شناس
که دیده، ز دیدنش، دارد سپاس


از امیر معزی:
«سپاس‌» دارم از ایزدکنون که شاد شدم
بدین همایون بیت و بدین مبارک باب


از نظامی گنجه ای:
بجای شما هر یکی بی قیاس
نوازشگریها رَوَد بی «سپاس»
سپاس خداکن که بر «ناسپاس»
نگوید ثنا , مرد ایزدشناس


و باز هم از نظامی:
بهر نعمتی مرد ایزدشناس
فزون ترکند پیش ایزد «سپاس»
چو ایزد به من نعمتی در فزود
«سپاس» ایزدم ، چون نباید نمود؟


و آنچه که از همه ی این نمونه ها دانسته می شود این است که تنهاکاربرد ‌«ستایش»‌ برای معنای ‌«سپاس» آمده است و نه معناهای دیگر.


بر این پایه، در نوشته های کهن «گد‌ا» و «راه نشین‌» را به انگیزه ی اینکه کارش پیوسته ستایشگری است «سپاسی‌» نیز گفته اند ولی ‌«ستایشگران‌» دیگر را ‌«سپاسگزار‌» خوانده اند.



برگرفته از کتاب : در ژرفای واژه ها اثر دکتر ناصر انقطاع




امضای میدوری :
[تصویر: mvd09b5.gif]
[تصویر: midori-sign-400.png]
( آخرین ویرایش در این ارسال: 16 - January - 2014 03 : 11 AM، توسط : میدوری .::. دلیل ویرایش: )
محل حضور کاربر در تالار :  admin میدوری در تالار ميدوری حضور ندارد .
ديدگاه کاربران برای مطلب : help (روی آیکون مورد نظر کلیک کنید تا دیدگاه شما ثبت شود . در صورت انصراف تا دوبار می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید . برای پاک کردن دیدگاه روی همان آیکون یک بار کلیک کنید تا دیدگاه شما پاک شود .)

برچسب ها :

16 - January - 2014 13 : 01 AM
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط : 
   member ofpersia
member ofpersia profile  
آفلاین
کاربر تالار
مدالهای ofpersia241051
دسترسی به ofpersia
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
اطلاعات ofpersia


تاریخ عضویت: 31 October 2013

ارسال ها: 20
شماره کاربری: 668
میزان اعتبار:

جنسيت:
تماس با ofpersia
حالت ofpersia
صفحه های ofpersia

سپاس های ofpersia
سپاس کرده 39 بار
سپاس شده 2 بار
گپی با ofpersia
ارسال: #2
RE: بررسی واژه های «پاس, سپاس, پاسبان, پاسدار و سپاسگزار»

rightarrow
همچنین مولوی میگه:

گفت ترسیدم ادب نگذاشتم

گفت هم من پاس آنت داشتم

هر که آرد حرمت او حرمت برد

هر که آرد قند لوزینه خورد



نگاشته ی زیبایی بود، سپاسگزارم:)




محل حضور کاربر در تالار :  member ofpersia در تالار ميدوری حضور ندارد .
ديدگاه کاربران برای مطلب : help (روی آیکون مورد نظر کلیک کنید تا دیدگاه شما ثبت شود . در صورت انصراف تا دوبار می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید . برای پاک کردن دیدگاه روی همان آیکون یک بار کلیک کنید تا دیدگاه شما پاک شود .)

29 - January - 2014 24 : 03 PM
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط : 
   admin میدوری


subscription
quickreply advancequickreply report

موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Heart selection آیین نوروزی و آلودگی واژه ها میدوری 1 973 18 - March - 2016 15 : 03 PM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش پنجم) میدوری 0 1,906 14 - January - 2015 18 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش چهارم) میدوری 0 1,395 14 - January - 2015 11 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش سوم) میدوری 0 1,230 14 - January - 2015 03 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش دوم) میدوری 0 1,240 14 - January - 2015 54 : 12 AM
آخرین ارسال: میدوری

بازديدکنندگان از موضوع
کاربرانی که از موضوع بازدید کرده اند ( 1 ) کاربر




1 کاربر حاضر در تاپیک: (0 عضو, و 1 مهمان). 1 مهمان