gol
gol

«ابوسعید ابوالخیر»

hardy
گیرم که هزار مصحف از بر داری

با آن چه کنی؟ که نفس کافر داری!

سر را به زمین چه می‌نهی بهر نماز؟

آنرا به زمین بنه که بر سر داری!!

×

توجه : دو ارسال نخستِ کاربرانِ جدید در تالار میدوری , پیش از نمایش , نیاز به تایید مدیریت دارند.

Latest Threads  آخرین ارسال ها :
نمایش آخرین ارسال این موضوع
 
امتیاز موضوع:
  • 5 رأی - میانگین امیتازات : 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
 
  
1 کاربر حاضر در تاپیک: (0 عضو, و 1 مهمان). 1 مهمان
نویسنده:میدوری
آخرین ارسال:میدوری
پاسخ: 1
بازدید: 2801
subscription
quickreply advancequickreply report



( گوناگون ) بررسی واژه ها ی «کتاب , دفتر , نُوی و نسک»
  نویسنده پیام  | تغییر اندازه ی متن:  zoomin zoomout default
admin میدوری profile  
آفلاین
مدیر کل تالار
مدالهای میدوری1000500
1001011720
168241051
دسترسی به میدوری
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
اطلاعات میدوری


تاریخ عضویت: 05 November 2011

ارسال ها: 1,720
شماره کاربری: 1
میزان اعتبار:

محل سکونت: تهران
ماه تولد:
جنسيت:
تماس با میدوری
حالت میدوری
صفحه های میدوری
گوگل پلاس فیس بوک توییتر یوتیوب کلوب
اینستاگرام تلگرام
سپاس های میدوری
سپاس کرده 30 بار
سپاس شده 311 بار
گپی با میدوری
ارسال: #1
Book بررسی واژه ها ی «کتاب , دفتر , نُوی و نسک»

rightarrow
بررسی واژه ها ی «کتاب , دفتر , نُوی و نسک»

نی بیشتن ، نی بیستن ، نی ویشتن ، نوشتن

پرسیده اند که آیا واژه های «کتاب» ‌ «دفتر‌» تازی است؟ اگر آری ، همتراز و همتای آنها در زبان پارسی چیست؟
‌«کتاب‌» واژه ای تازی است که از ریشه ی «کَتَبَ» گرفته شده و معنای ‌«نوشته‌» را از آن می گیرند همان گونه که ‌«نویسنده‌» را ‌«کاتب» و نوشته را «مکتوب‌» گویند.
ولی واژه ی ‌«دفتر‌» نه پارسی است و نه تازی که واژه ای است یونانی و از ریشه ی ‌«دیپترا‌» یا ‌«دیفترا‌» به معنای «پوست» گرفته شده است.
انگیزه ی این نامگذاری نیز آن است که چون درگذشته بر روی ‌«پوست آهو‌» چیز می نوشتند و این نوشته ها را بر روی هم می نهادند و نگه می داشتند ، آن پوست های روی هم دسته شده را که به گونه ی کتاب در آمده بود ‌«دیفترا‌» می گفتند و رفته رفته این ساخت ، به «دفتر‌» دگرگون شد.
بر این پایه ، جمع بستن واژه ی یونانی ‌«دفتر‌» به شیوه ی تازیان و ساختن واژه ی ‌«دفاتر‌» نادرست است و باید ‌«دفترها‌» نوشت و یا یکسره آن را بکار نبرد.
شاید این پرسش پیش بیایدکه بجای واژه ی تازی ‌«کتاب‌» و واژه ی یونانی «دفتر چه واژه یا واژه هایی در زبان پارسی بکار می رفته است؟
در پهلوی ساسانی به ‌«کتاب‌» نُوی یا نُپی یا نِوی و یا نِبی و یا ‌«نامک‌» می گفتندکه همه ی این ساخت ها از ریشه ی «نوشتن‌» می آمده که کار واژه ی ‌«نوشتن‌» خود نیز داستانی دراز و شنیدنی دارد آنچه را که ما امروز ‌«نوشتن‌» می گوییم ، در زبان پهلوی ساسانی ‌«نی پیشتَن‌» یا «نِپِشتن‌» و یا «نی بیشتن» می گفتندکه این ساخت ها ، رفته رفته به «نیبیدن و نویسیدن و نبشتن و نوثشتن‌» دگرگون شد و این خود از ریشه ی «نی پاییس» آمده است که در زبان سنسکریت ‌«نی پیشتایانی‌» و در زبان هندی کهن ‌«پین چاتی پس» گفته می شد که به معنای ‌«آراستن و زیور دادن» بوده است و این همگونی میان واژه ها ، نشانه ی دیگری است که زبان پارسی باستان از زبان «هندوایرانی‌» ریشه گرفته است.

picture

و باز همان گونه که می دانید ، شاخه ی ‌«هند و ایرانی» خود از زبان هندی جدا شده ، از راه ایران بسوی باختر و شمال باختری رفت و به کرانه های دریای سیاه و سپس در سراسر اروپا گسترده شده است و به همین انگیزه است که می بینیم در زبان آسلاوی کلیسایی نیز ، به «نوشتن» «پیساتی» و در گویش بلوچی «نی بیساژ» در گویش کُردی ‌«نی ویسین» و در زبان آستی ‌«نی فیستا» گفته می شود (می دانیم که گهگاه در برخی از واژه ها ، بند واژه ی ‌«و» و «ب‌» جای خود را به یکدیگر می دهند و یا بند واژه ی ‌«ف‌» بجای آنها می نشیند . مانند نی بیستا «نی فیستا‌» و «تی ویستا‌» و «نویشتا» و ‌«نوشتا‌».)
در سنگ نبشته های هخامنشیان ، واژه ی «نبشتن» یا‌ «نپشتن»، در چندین جا بکار رفته است.
به هر روی ، آنچه که در سرزمین پهناور ایران از آغاز تاکنون بکار می رفته «نی پاییس‌» ، ‌«نی پیشتن» ، «نی بیشتن» «نپشتن» ‌«نبشتن» و «نوشتن‌» بوده و پیشوند «نی» در همه ی آنها دیده می شود.
بر این پایه ، واژه های یاد شده از دو بخش ‌«نی» و «پاییس‌» ساخته شده است . پیشوند ‌«نی‌» در زبان پارسی باستان معنای ‌«فرود و پایین» را می داد و این پیشوند در پارسی امروزی به «نِ» دگرگون شده و در واژه های «نهادن ، نشستن ، نیاییدن ، نهفتن ، نهال» و بسیاری از دیگر کار واژه ها می بینیم که معنای «فرود‌» و «پایین» از آن گرفته می شود ، چون همه ی آنها در آغاز «نی هادن . نی شستن . نی آییدن . نی هفتن . نی هال و ... و ...‌» بوده اند.
بخش دوم واژه نیز «پاییس‌» است که معنای‌ «نگاشتن . نگاریدن و آراستن‌» را می دهد و در زبان پارسی میانی نیز به گونه ی «پیشتاک‌» معنای ‌«نگاره و آذین بسته و آراسته» را می داده و در زبان پارسی امروز (دری) نیز‌ «پیس‌» و «پیسه» معنای دو رنگ و نقش و لکه دار را می دهد.
باری ، از ریشه ی ‌«پاییس» و «پیستا‌» ، شاخه های: پیشتاک . نی پیشتاک . نی پیشتن . نپشتن . نبشتن و نوشتن» پدید می آید و معنای درست واژه ، ‌«فرونگاشتن» و «فرو آراستن» است.
واژه ی «پاییز» نیز از ریشه ی «پاییس» گرفته شده زیرا در این بخش از سال برگ های درختان به رنگ های گوناگون زرد و سرخ و لیمویی ونارنگی و مانند اینها درمی آیند و باغ ها با این رنگ ها آراسته ، نگاشته و زیور داده می شوند . به همین انکیزه آن را ‌«پاییز‌» می گویند یعنی: ‌«نگاشته ، چند رنکگه و زیور یافته‌».
(برخی از واژه شناسان برآنند که واژه ی ‌«پاییز‌» از دو بخش ‌«پا + ییز» درست شده و در آغا‌ز «پاریز‌» بوده است زیرا در این بخش از سال برگ های درختان به ‌«پا»ی آنها ‌«می ریزند‌» پس ‌«پا - ریز» است.)در نوشته های برجای مانده از بزرگان سخن ، کاربردهای گوناگونی را از واژه ی «نبشتن‌» می بینیم.

‌«نظامی» در هفت پیکر خود از ‌«نبشتن» در کاربرد «نور دیدن‌» سود برده، می گوید:
رهنوردی که چون نبشتی راه
گوی بردن ز مِهر و قرصه زماه

‌«منوچهری» این واژه را در کاربرد «پیچیدن» آورده ، می گوید:
کشته و , برکشته چند روز گذشته
درکفنی هیچ کشته را ننبشته

در «قصص الانبیا‌» درکاربرد «نوشتن» چنین آمده است :... پس پیامبر علیه السلام ، علی را گفت ، بنبیس که این هر دو نام بزرگ خدای عز و جّل است...‌»

فردوسی بزرگ چندین بار در سراسر شاهنامه از ساخت «نبشتن» سود گرفته است:
که کار خدایی نه کاری است خرد
قضای نبشته , نشاید سترد

فردوسی در جایی دیگر می گوید:
نبشته چنین بُد مگر بر سرت
که پردَخته مانَد , زتو کشورت
به گنجور گفت آن دُرافشان حریر
نبشته بر او صورت دلپذیر

در ‌«کشف الاسرار‌» نیز می خوانیم : ... و نامه ای نبشتند بررسول خدا که چنین کاری به دست ما رفت ...‌»

سرانجام در«تاریخ بیهقی‌» می بینیم: ‌«... کاغذ برد ، تا آنچه نبشتنی است ، نبشته آید ...»

و ...
با نگرش به آنچه که دربالا آمد ، ریشه و راه پیشرفت و دگرگونی واژه ی «نوشتن» در زبان پارسی و در ، درازای تاریخ زندگی آن ، شناخته می شود.
ولی گفتیم که در زبان پهلوی به‌ «کتاب‌» ، ‌«نِوی» یا «نُبی» و «نُوی» می گفتند و این واژه ، بویژه درباره ی ‌«کتاب آسمانی» کار می رفت و ساسانیان به «کتاب خدا‌» «نی پِک» یا «نیوِه» می گفتند که پس از تاخت تازیان به ایران ، همین نام به «قرآن» داده شد و آن را ‌«نِوی‌» یا نُوی‌» و یا «نُبی» گفتند.

ادیب الممالک فراهانی می گوید:
این وطن من مُنار نور الهی است
هم ز «نُبی» خواندم این حدیث و هم از «زند»
روسپی از خانمان خود نکند دل
بدتر از او دان کسی که دل ز وطن کند

درتاریخ بلعمی می خوانیم : «... ولیکن به ‌«نُبی» اندرون است که همه ی خلق هلاک شدند ، جز نوح ..‌»

در ‌«لغت فرس اسدی‌» نوشته ی ‌«علی فرزند احمد اسدی توسی‌» می خوانیم که خواننده ی قرآن را ‌«نُبی خوان‌» گفته است.
ساسانیان به نوشته هایی که بر روی سنگ می نوشتند: «نُویکَند» می گفتندکه از «نُوی‌» به معنای «نوشته‌» و «کَند» به معنای «کنده شده»‌ آمده است و همان چیزی است که امروز ‌«سنگ نبشته» گویند.
**********
و امّا ، واژه ی «نَسک»
در زبان پهلوی ساسانی ، به هر یک از بیست و یک بخش کتاب زند زرتشت ‌«نسک‌» یا «نُسک» می گویند (که واژه ی نَسک درست تر است(.
بر این پایه «نسک‌» به یک بخش از یک «کتاب‌» گفته می شود ، نه به همه ی یک کتاب با نگرش به آنچه که آمد ، در زبان پارسی ، به کتاب ، «نُبی» یا‌ «نُوی‌» می گویند و به هربخش (فصل) ازکتاب «نسک».


(تازیان واژه ی «نسک‌» پارسی را گرفته و از آن «نسخه» را ساخته اند.)


برگرفته از کتاب : در ژرفای واژه ها اثر دکتر ناصر انقطاع




امضای میدوری :
[تصویر: mvd09b5.gif]
[تصویر: midori-sign-400.png]
( آخرین ویرایش در این ارسال: 19 - January - 2015 48 : 02 PM، توسط : میدوری .::. دلیل ویرایش: )
محل حضور کاربر در تالار :  admin میدوری در تالار ميدوری حضور ندارد .
ديدگاه کاربران برای مطلب : help (روی آیکون مورد نظر کلیک کنید تا دیدگاه شما ثبت شود . در صورت انصراف تا دوبار می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید . برای پاک کردن دیدگاه روی همان آیکون یک بار کلیک کنید تا دیدگاه شما پاک شود .)

برچسب ها :

11 - January - 2015 41 : 01 AM
نقل قول این ارسال در یک پاسخ


subscription
quickreply advancequickreply report

موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Heart selection آیین نوروزی و آلودگی واژه ها میدوری 1 971 18 - March - 2016 15 : 03 PM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش پنجم) میدوری 0 1,898 14 - January - 2015 18 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش چهارم) میدوری 0 1,390 14 - January - 2015 11 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش سوم) میدوری 0 1,225 14 - January - 2015 03 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش دوم) میدوری 0 1,238 14 - January - 2015 54 : 12 AM
آخرین ارسال: میدوری

بازديدکنندگان از موضوع
کاربرانی که از موضوع بازدید کرده اند ( 1 ) کاربر




1 کاربر حاضر در تاپیک: (0 عضو, و 1 مهمان). 1 مهمان