gol
gol

«ابوسعید ابوالخیر»

hardy
گیرم که هزار مصحف از بر داری

با آن چه کنی؟ که نفس کافر داری!

سر را به زمین چه می‌نهی بهر نماز؟

آنرا به زمین بنه که بر سر داری!!

×

توجه : دو ارسال نخستِ کاربرانِ جدید در تالار میدوری , پیش از نمایش , نیاز به تایید مدیریت دارند.

Latest Threads  آخرین ارسال ها :
نمایش آخرین ارسال این موضوع
 
امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امیتازات : 3.33
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
 
  
1 کاربر حاضر در تاپیک: (0 عضو, و 1 مهمان). 1 مهمان
نویسنده:میدوری
آخرین ارسال:میدوری
پاسخ: 1
بازدید: 3168
subscription
quickreply advancequickreply report



( گوناگون ) بررسی واژه های «دبیر و مُنشی»
  نویسنده پیام  | تغییر اندازه ی متن:  zoomin zoomout default
admin میدوری profile  
آفلاین
مدیر کل تالار
مدالهای میدوری1000500
1001011720
168241051
دسترسی به میدوری
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
اطلاعات میدوری


تاریخ عضویت: 05 November 2011

ارسال ها: 1,720
شماره کاربری: 1
میزان اعتبار:

محل سکونت: تهران
ماه تولد:
جنسيت:
تماس با میدوری
حالت میدوری
صفحه های میدوری
گوگل پلاس فیس بوک توییتر یوتیوب کلوب
اینستاگرام تلگرام
سپاس های میدوری
سپاس کرده 30 بار
سپاس شده 311 بار
گپی با میدوری
ارسال: #1
Book بررسی واژه های «دبیر و مُنشی»

rightarrow
بررسی واژه های «دبیر و مُنشی»
واژه ی دبیرکه درگفتار امروزی ما به معنای «منشی» و ‌«نویسنده» بکارمی رود . در زبان پهلوی ساسانی ‌«دیپی وَر‌» یا «دی پیر» و یا «داپیر» گفته می شد . همین واژه در زبان پهلوی اشکانی ‌«دو ویر» یا ‌«دوبیر‌» بوده است.
واژه شناسان برآنند که «پیر‌»، یا «بیر» ی‌ا «ویر» به معنای ‌«تعمیرکردن . درست کردن و حک و اصلاح کردن‌» است . (واژه ی «پیر» نیز یعنی «کسی که اصلاح شده و کامل شده‌» و به کسی که زندگی درازی را گذرانیده و به کمال رسیده ، نیز ‌«پیر» می گویند: یعنی ‌«کامل و درست(.
از واژه ‌ی «ویر» یا‌ «پیر‌» کار واژه «ویراستن‌» و ‌«پیراستن‌» را ساخته اند و کسی که نوشته ای را اصلاح و بسامان و درست می کند ، «ویراستار» وکسانی را که با کوتاه کردن موی و یا کم کردن ناخن ، دیگران را زیبا می کنند‌ «پیراستار‌» می گویند.
برخی از واژه شناسان بر این باورندکه «ویر» درکاربرد ‌«حافظه‌» و «یاد‌» نیز آمده است و زمانی در پارسی میانه به کسی «دو ویر‌» می گفتندکه هم نوشتن را خوب به یاد دارد و هم خواندن را یا اینکه هم چامه را خوب بشناسد و هم نثر را.
این گونه پژوهشگران برآنند که چون در زمان گذشته ، دانستن زبان تازی برای نویسندگی بایا بوده است . کسانی راکه هم پارسی می دانستند و هم تازی «دو - ویر‌» می گفتند و این ساخت ، رفته رفته ، به ‌«دبیر» دگرگون شد که تازی آن ، ‌«مُنشی‌» است .
انوری می گوید: .... «دو ویر» در اصل «دو - ویر» بوده یعنی صاحب دو ادراک و دو حافظه . چه ، او را دو ادراک باید . یکی برای جمع کردن معانی در دل و دیگری برای جمع حروف به قلم . به خلاف دیگران که یک ادراکشان بسنده است ...

picture

شماری دیگر از پژوهشگران ، باور درخور نگرش دیگری دارند. آنان می گویند: در زبان پهلوی ساسانی «دیپی‌». ‌«دیپ» و «دَب» همگی به معنای «نوشتن» آمده است و واژه ی ‌«دبستان‌» (دب + ستان) یعنی جایی که در آن نوشتن می آموزند یا به معنای ‌«نوشتگاه!‌» بر این پایه ، «دیپی ور» از دو بخش «دیپی + ور» (یا‌ «دیپ + ور‌») ساخته شده است یعنی کسی که کارش نوشتن است یا کسی که دارای سرشت نویسندگی است زیرا پسوند «وَر» برآورنده ی معنای دارندگی است مانند «تاجور ، پیله ور ، سخنور نامور و ... و ...‌» همین واژه ی ‌«دیپی ور» یا‌ «دیپ ور» یا «دیب ور‌» رفته رفته به ‌«دبیر‌» دگرگون شده و درکاربرد ‌«بسیار نویسنده‌» بکار رفت.
ولی در زبان کنونی ما ، به ‌«آموزگاران دبیرستان ، نیز «دبیر» می گویند و آموزشگاه نخستین را نیز ‌«دبستان» می نامند که معنای آن یکسره از واژه ی «دبیر‌» (مُنشی) جدا است.
پیش ازبررسی معنای ‌«دبیرستان . دبستان و دبیر» یادآوری یک نکته شایسته است و آن اینکه برخی از پژوهشگران ، واژه ‌«ادب» را تازی می دانند! چون از آن ساخت های «ادیب‌» ، «مودب‌» ، ‌«اُدبا» ، «تأدیب‌» و ... را شنیده و خوانده اند.
در جایی که چنین نیست . واژه ی ‌«ادب‌» یک واژه ی پارسی است و استوارترین نشانه ، آن است که در زبان های پارسی میانی و کهن ، این واژه را به گونه ی دیپی‌» ، «دیپ» ، «دپ» ، ‌«دب» و ‌«ادب» هم گفته و نوشته اند . از این گذشته ‌«دکترطاها حسین‌» دانشمند مصری بر آن است که واژه ی «ادب» از زبان بیگانه به زبان تازی آمده است.
همچنین در بررسی های خود می بینیم که تا پیش از تاخت تازیان به ایران ، در هیچ یک از نوشته های آنها ، واژه ی «ادب‌» بکار نرفته است و این می رساند که واژه ی یاد شده را از ما گرفته اند و به زبان خود برده و در چرخ دنده های دستور زبان خویش ، ساخت های دیگری را نیز از آن پدید آورده اند.
به هر روی ، واژه ی «دیپ‌» و «دپ» ‌ «دب» و «ادب» هم به معنای نوشتن آمده است و هم به معنای آراستگی و رفتارهای شایسته و بزرگوارانه و فرهنگستان زبان ایران نیز این واژه را ، در همین کاربرد و معنا بکارگرفت واز آن واژه های «دبستان» «دبیر‌» و «دبیرستان‌» را پدید آورد.


دبستان ========== جایگاه آموختن نوشتار و رفتارهای شایسته
دبیر ========== کسی که نوشتن و رفتارهای شایسته را می آموزاند
دبیرستان ========== جایگاه آموختن آراستگی و رفتارهای بزرگوارانه.


برگرفته از کتاب : در ژرفای واژه ها اثر دکتر ناصر انقطاع




امضای میدوری :
[تصویر: mvd09b5.gif]
[تصویر: midori-sign-400.png]
( آخرین ویرایش در این ارسال: 10 - January - 2015 44 : 06 PM، توسط : میدوری .::. دلیل ویرایش: )
محل حضور کاربر در تالار :  admin میدوری در تالار ميدوری حضور ندارد .
ديدگاه کاربران برای مطلب : help (روی آیکون مورد نظر کلیک کنید تا دیدگاه شما ثبت شود . در صورت انصراف تا دوبار می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید . برای پاک کردن دیدگاه روی همان آیکون یک بار کلیک کنید تا دیدگاه شما پاک شود .)

برچسب ها :

10 - January - 2015 44 : 06 PM
نقل قول این ارسال در یک پاسخ


subscription
quickreply advancequickreply report

موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Heart selection آیین نوروزی و آلودگی واژه ها میدوری 1 971 18 - March - 2016 15 : 03 PM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش پنجم) میدوری 0 1,901 14 - January - 2015 18 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش چهارم) میدوری 0 1,392 14 - January - 2015 11 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش سوم) میدوری 0 1,227 14 - January - 2015 03 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش دوم) میدوری 0 1,239 14 - January - 2015 54 : 12 AM
آخرین ارسال: میدوری

بازديدکنندگان از موضوع
کاربرانی که از موضوع بازدید کرده اند ( 1 ) کاربر




1 کاربر حاضر در تاپیک: (0 عضو, و 1 مهمان). 1 مهمان