gol
gol

«ابوسعید ابوالخیر»

hardy
گیرم که هزار مصحف از بر داری

با آن چه کنی؟ که نفس کافر داری!

سر را به زمین چه می‌نهی بهر نماز؟

آنرا به زمین بنه که بر سر داری!!

×

توجه : دو ارسال نخستِ کاربرانِ جدید در تالار میدوری , پیش از نمایش , نیاز به تایید مدیریت دارند.

Latest Threads  آخرین ارسال ها :
نمایش آخرین ارسال این موضوع
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
 
  
1 کاربر حاضر در تاپیک: (0 عضو, و 1 مهمان). 1 مهمان
نویسنده:میدوری
آخرین ارسال:میدوری
پاسخ: 1
بازدید: 3863
subscription
quickreply advancequickreply report



( گوناگون ) ریشه ی واژه ی «فرمودن»
  نویسنده پیام  | تغییر اندازه ی متن:  zoomin zoomout default
admin میدوری profile  
آفلاین
مدیر کل تالار
مدالهای میدوری1000500
1001011720
168241051
دسترسی به میدوری
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
اطلاعات میدوری


تاریخ عضویت: 05 November 2011

ارسال ها: 1,720
شماره کاربری: 1
میزان اعتبار:

محل سکونت: تهران
ماه تولد:
جنسيت:
تماس با میدوری
حالت میدوری
صفحه های میدوری
گوگل پلاس فیس بوک توییتر یوتیوب کلوب
اینستاگرام تلگرام
سپاس های میدوری
سپاس کرده 30 بار
سپاس شده 311 بار
گپی با میدوری
ارسال: #1
Book ریشه ی واژه ی «فرمودن»

rightarrow
ریشه ی واژه ی «فرمودن»
«فرامین!» , «فرمایشات!» و «حسب الفرموده!»

یکی دیگر از نابسامانی های زبان پارسی ، بکار گرفتن ‌«کار واژه ها» (مصدرها) درجایی ، بجز معنای راستین آن است و در این زمینه بدبختانه نمونه ها به اندازه ای فراوان است که نمی توان برشمرد.
در بخش های دیگر این کتاب ، نمونه هایی چند از این نابسامانی ها و نادرست نویس ها یا نادرست گویی ها را برشمرده ام . (شدن و گریدن - نوشتن و نگاشتن - پنداشتن و اندیشیدن . گذاردن و گزاردن).
اکنون به یک نمونه ی دیگرمی پردازم.
بارها دیده و شنیده ایم که برای بزرگداشت کسی ، از کار واژه ی ‌«فرمودن‌» بجای کار واژه ی ‌«انجام دادن‌» و ‌«کردن‌» سود می بریم و گفتار و نوشتار خنده آور را پدید می آوریم و خود نمی دانیم که چه گفته ایم و اگر به ژرفای معنای سخن یا نوشته خویش بیندیشیم آنگاه پی خواهیم برد که گفته مان تا چه پایه نادرست بوده است.

برای نمونه به این گفته ها بنگرید:

- برگه های فرستاده شده را ملاحظه فرمودند !
- آیا ناهار را میل فرموده اید؟
- بچه ها را نوازش فرمود!
- این نامه را امضا فرمایید!
- خواهش می کنم بفرمایید بنشینید!

شایددر نگاه نخست چندان به بی معنایی این ساخت ها پی نبریم. انگیزه ی آن نیز روشن است زیرا از بس نادرست نوشته و خوانده شده است ناهنجاری و نادرستی و نارسایی آن در اندیشه های ما ، از میان رفته است . ولی بیاییم آنها را از هم بازکنیم و بنگریم که نادرستی آنها درکجا است.
کار واژه ی «فرمودن» به معنای «فرمان دادن‌» است یا بهتر بگوییم «دستور دادن‌» است که بی گمان در هر «فرمان داد‌ن» معنای «گفتن» نیز نهفته است زیرا به هر روی فرمان از دهان بیرون می آید و خود گونه ای از گفتار است و در دستور زبان نیز بخشی را به‌ «فرمان‌» (اَمر) ویژگی داده اند.
این ‌«کارواژه» (مصدر) تنها برای شاهنشاهان ، فرماندهان لشکر و مانند آنان که سرشت کارشان فرمان دادن است ، بکارگرفته می شود . همچنین برای هنگامی که کاری بر اثر گفتار کوینده ‌«می باید‌» انجام گیرد و کننده ی آن کار را یارای سرپیچی از آن گفتار نیست ، می توان از کار واژه ی «فرمودن» سود گرفت.

مانند :
- پدر به پسر «فرمود‌» تا به خانه ی «فریدون‌» برود .
- آموزگار به شاگردان ‌«فرمود‌» تا از دبستان بیرون بروند.
- مادر، دختر را ‌«فرمود‌» تا از خانه برون نشود.
و... هزاران چون اینها

در نوشته های کهن نیز گواه های بیشماری در استواری این سخن دیده می شود

ای به محنت خانه ام « فرموده» خاموشی مرا
گرهمان باقی است رنجش , پس چرا می آمدی؟


‌«ملای وحشی‌» در مثنوی ناظر و منظور می گوید :
شب دوشین که ما را خواند بر خوان
خودش «فرمود» دیگر جا , به مهمان

و نامی که از این «کار واژه‌» در دستور زبان پارسی پدید می آید «فرمان» است که گاه با کار واژه های یاور (فعل های معین) ‌«دادن و بردن‌» (به گونه ی: فرمان دادن یا فرمان بردن) بکارمی رود که زیبا و بر پایه روش های درست دستوری نیست. (هرچند نادرست هم نیست). زیرا کار واژه های پارسی را جز در جایگاه های ویژه مانند: گذشته ی دور . گذشته گفتاری . آینده (ماضی بعید و ماضی نقلی و مستقبل و ماض التزامی) و مانند اینها نمی توان به یاری کار واژه های یاور بکار برد.

picture

به گفته ی دیگر بهتر است بگوییم «فرمود» نگوییم «فرمان داد» .
یا بهتر است گفته و نوشته شود ‌«می فرماید» . ننویسیم و نگوییم‌ «فرمان می دهد‌». یا بهتر است گفته و نوشته شود ‌«گریید‌». ننویسیم و نگوییم «گریه کرد» . همچنین با آنانکه از «فرمان» سرپیچی می کنند «نافرمان» می گویند.

چامه سرایی به نا‌م «کمال الدین اسماعیل» می گوید:
یار آمد دوش , کردمش مهمانی
هرچش گفتم , نکرد «نافرمانی»


معزی نیز گوید:
نه به فرمان من است این دل معشوقه پرست
همه فریاد , مرا زین دل «نافرمان» است


و شاخه های ‌«فرماندار . فرمانده . فرمانبر . فرمان بُردار . فرمانروا . فرمان پذیر . فرمانگذار، فرمان راندن و فرمایش» نیز از نام «فرمان» پدید می آیند.
بدبختانه بسیار شنیده و خوانده شده است که این واژه ی از ریشه پارسی را به روش تازیان با‌ «جمع شکسته‌» بکار می برند و ساخت نادرست ‌«فرامین!!‌» را از آن می سازند . یا ساخت بسیارنادرست «حسب الفرمود» را بکار می برند و ‌«ال» تازی را بر سر واژه ی پارسی ‌«فرموده» گذارده از آن ‌«الفرموده‌» پدید می آورند.
یا از واژه ی پارسی ‌«فرمایش» ساخت ناهنجار و بی اندام «فرمایشات‌» را پدید آورده اندکه مایه دلزدگی می شود .

به هر روی ، دانستیم که ‌«فرمودن» یعنی ‌«دستور دادن‌» و با نگرش به این نکته می بینیم که گفته های:
- برگه های فرستاده شده را ملاحظه فرمودند
- آیا ناهار را میل فرموده اید؟
- بچه ها را نوازش فرمود
- این نامه را امضا بفرمایید
- خواهش می کنم بفرمایید! بنشینید!
- در خانه را باز فرمود
چه اندازه نادرست و خنده آور است .

این ساخته براستی چنین معنا می دهند:
- برگه های فرستاده شده را ملاحظه فرمان دادند!
- آیا ناهارخوردن را فرمان داده اید؟
- بچه ها را نوازش فرمان داد!
- این نامه را امضا فرمان دهید!
- خواش می کز )به خودتان( فرمان دهید و بنشینید!
- در خانه را باز فرمان داد!

بی گمان خوانندگان خود نیکوتر می دانند که درست این گفته ها باید چنین باشد
- برگه های فرستاده شده را دیدند
- آیا ناهارخورده اید؟
- بچه ها را نوازش کرد (یا نواخت)
- خواهش می کنم بنشینید
- این نامه را دستینه بنهید (یا این نامه را امضاکنید)
- در خانه را بازکرد

می بینید پارسی چه ساده و دلنشین و برای همگان فهمیدنی است.
شاید گروهی خرده بگیرند که در دوران کهن نیز بکار بردن کار واژه ی «فرمود‌» بجای ‌«کردن‌» پیشینه داشته است و «نظامی عروضی» نیز گهگاه چنین بکار برده . پاسخ آن است که همه ی رفتار و گفتار و نوشتار گذشتگان تهی از لغزش نیست وبسیاری از «آرایه»ها و ‌«پیرایه‌»های دشوار کننده و گمراه کننده را به زبان امروزی ما آورده اند که باید آنها را بسامان کرد . بویژه آنکه از یک گل بهار نمی شود و از یک نمونه نمی توان برآورد همگانی کرد. زبان درست و استوار ، زبانی است که هر واژه یا هر کار واژه اش ، جایی ویژه و معنایی ویژه داشته باشد و گوینده و شنونده و خواننده و نویسنده همه بدانند که چه می گویند . چه می شنوند . چه می خوانند و چه می نویسند و خواستشان از گفتار و نوشتار هر واژه چیست.
از این گذشته، هرگاه یک بیگانه نیز خواست پارسی را فراگیرد ، در شناخت معناهای واژه های پارسی و روش بکارگیری آن گیج و سرگردان نماند.
زیرا زبان پارسی از زبان های انگشت شمار گیتی است که هر واژه یا هرکار واژه اش را معنای ویژه ای است و نباید آن را با این گونه درهم ریختگی ها ، ناتوان کنیم.

برگرفته از کتاب : در ژرفای واژه ها اثر دکتر ناصر انقطاع




امضای میدوری :
[تصویر: mvd09b5.gif]
[تصویر: midori-sign-400.png]
( آخرین ویرایش در این ارسال: 29 - December - 2014 46 : 11 AM، توسط : میدوری .::. دلیل ویرایش: )
محل حضور کاربر در تالار :  admin میدوری در تالار ميدوری حضور ندارد .
ديدگاه کاربران برای مطلب : help (روی آیکون مورد نظر کلیک کنید تا دیدگاه شما ثبت شود . در صورت انصراف تا دوبار می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید . برای پاک کردن دیدگاه روی همان آیکون یک بار کلیک کنید تا دیدگاه شما پاک شود .)

برچسب ها :

28 - December - 2014 01 : 12 AM
نقل قول این ارسال در یک پاسخ


subscription
quickreply advancequickreply report

موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Heart selection آیین نوروزی و آلودگی واژه ها میدوری 1 971 18 - March - 2016 15 : 03 PM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش پنجم) میدوری 0 1,901 14 - January - 2015 18 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش چهارم) میدوری 0 1,392 14 - January - 2015 11 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش سوم) میدوری 0 1,227 14 - January - 2015 03 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش دوم) میدوری 0 1,239 14 - January - 2015 54 : 12 AM
آخرین ارسال: میدوری

بازديدکنندگان از موضوع
کاربرانی که از موضوع بازدید کرده اند ( 1 ) کاربر




1 کاربر حاضر در تاپیک: (0 عضو, و 1 مهمان). 1 مهمان