gol
gol

«ابوسعید ابوالخیر»

hardy
گیرم که هزار مصحف از بر داری

با آن چه کنی؟ که نفس کافر داری!

سر را به زمین چه می‌نهی بهر نماز؟

آنرا به زمین بنه که بر سر داری!!

×

توجه : دو ارسال نخستِ کاربرانِ جدید در تالار میدوری , پیش از نمایش , نیاز به تایید مدیریت دارند.

Latest Threads  آخرین ارسال ها :
نمایش آخرین ارسال این موضوع
 
امتیاز موضوع:
  • 6 رأی - میانگین امیتازات : 2.83
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
 
  
1 کاربر حاضر در تاپیک: (0 عضو, و 1 مهمان). 1 مهمان
نویسنده:میدوری
آخرین ارسال:میدوری
پاسخ: 1
بازدید: 3803
subscription
quickreply advancequickreply report



( گوناگون ) بررسی واژه های «یزد و یزدان» و جمع و مفرد چند واژه ی دیگر
  نویسنده پیام  | تغییر اندازه ی متن:  zoomin zoomout default
admin میدوری profile  
آفلاین
مدیر کل تالار
مدالهای میدوری1000500
1001011720
168241051
دسترسی به میدوری
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
اطلاعات میدوری


تاریخ عضویت: 05 November 2011

ارسال ها: 1,720
شماره کاربری: 1
میزان اعتبار:

محل سکونت: تهران
ماه تولد:
جنسيت:
تماس با میدوری
حالت میدوری
صفحه های میدوری
گوگل پلاس فیس بوک توییتر یوتیوب کلوب
اینستاگرام تلگرام
سپاس های میدوری
سپاس کرده 30 بار
سپاس شده 311 بار
گپی با میدوری
ارسال: #1
Book بررسی واژه های «یزد و یزدان» و جمع و مفرد چند واژه ی دیگر

rightarrow
بررسی واژه های «یزد و یزدان» و جمع و مفرد چند واژه ی دیگر
درگفتارها و نوشتارها بسیار خوانده و شنیده شده است که واژه ی «یزدان‌» را، در کاربُرد معنای ‌«خدا» (به گونه ی مفرد‌) بکار می برند و این نادرست است ، زیرا : در زبان پهلوی ساسانی واژه ای داشییم به نام ‌«اَی زَد‌» به معنای «خداوند‌» سپس این واژه رفته رفته ریخت دیگری هم یافت و به ‌«ایزد‌» دگرگون شد و «اَیزَد» و «ایزد‌» هر دوگفته شد.
پس آنگاه اندک اندک با گذشت زمان «الف‌» ایزد یا اَی زَد، افتاد و آوای ‌«الف» به ‌«ی‌» داده و تنها «یَزد‌» گفته شد.
با اینکه بارها گفته شد، باز هم می گویم که این روش که بند واژه ی الف را از آغاز واژه برمی دارند و آوای آن را به واژه ی بعدی می دهند در زبان پارس بسیار روا است و چند نمونه را در اینجا می آورم.
اسپند ============== سپند
اُشتر ============== شُتر
اُفتاد ============== فتاد
اَسترون ============== سَترون
استاد ============== ستاد
اَگَر ============== گَر
اَفسانه ============== فَسانه
اِشکم ============== شِکم
اِستبر ============== سِتبر
اسپاه ============== سپاه
اُستوان ============== سُتوان
و...و...و...و...

picture

بر این پایه «یَزد» یعنی خداوند و واژه ی «یزدان» یعنی‌ «خدایان‌» جمع است و به نادرست درکاربرد مفرد بکار برده می شود.
به گفته ی دیگر، یزدان معنای ‌«خداوند‌» را نمی دهد و معنای «خدایان‌» را می دهد و مفرد آن ‌«یزد‌» است.
ولی چرا نام شهری که درکرانه کویر لوت جای دارد. «یزد‌» گفته شده، برای من روشن نیست شاید بدین انگیزه که یکی از زیستگاه های بزرگ زرتشتیان است که خود را پیرو‌ «اهورامزدا‌» یا ‌«یَزد‌» (به معنای خدا) می دانند.
اکنون که درباره ی واژه ی «یزدا‌ن» و اینکه این واژه ‌«جمع‌» است و به نادرست در کاربرد مفرد بکار می برند سخن رفت ، شایسته است بگویم که از این گونه ناهنجاری ها و نادرست گویی ها که واژه های جمع را درکاربرد مفرد بکار می گیرند، بسیارداریم .
یکی واژه ‌«مردم» است
‌«مردم‌» خود، یک واژه ی «جمع» است زیرا هنگامی که بخواهیم فعلی را با آن صرف کنیم آن فعل یا کار واژه را به گونه ی جمع بکار می بریم . مانند: مردم از این روش خسته «شده اند»‌.
مردم خواهان آزادی ‌«هستند‌».
مردم در غم قهرمانان خود «سوگوارند».
و هیچگاه دیده نشده است که بنویسند یا بگویند :‌ «مردم خواهان آزادی است‌» یا «مردم در غم قهرمانان خود سوگوار است‌».
ولی گروهی چون به نادرست می پندارند که واژه ی «مردم‌» مفرد است . ساخت «مردمان!!‌» را ساخته اند که نادرست و نابجا است.
واژه «رَبّ»
نمونه ی دیگر واژه ی تازی ‌«رَبّ‌» است . رَبّ به معنای پرورنده است و جمع آن «ارباب» می شود یعنی ‌«پرورندگان‌».
ولی نزدیک به همه ی ما ایرانی ها ‌«ارباب» را درکاربرد مفرد بکار می بریم و به یک تن می گوییم «ارباب!‌» وخنده دارتر آنکه «ارباب» را دوباره به شیوه ی پارسی جمع می بندیم و «اربابان‌» می گوییم.
واژه «وَلَد»
یکی دیگر از این گونه نادرستی ها بکار بردن واژه ی تازی «وَلَد» است . به معنای «فرزند» که مفرد است و جمع آن ‌«اولاد‌» است و نزدیک به نود درسد از ما ، دوباره آن را جمع می بندیم و «اولادان‌» می گوییم.
واژه «سلاح»
دیگر واژه ی ‌«سلاح‌» است که جمع آن ‌«اسلحه» است و بسیارخوانده و شنیده ایم که می گویند: ‌«اسلحه ها !!» . در جایی که باید بگوییم‌ «سلاح ها»‌.


همه ی این ناهنجاری ها از بودن واژه های تازی در زبان ما ریشه می گیرد که چون معنای آنها را نمی دانیم و این واژه ها، پینه ی ناجور در زبان ما هستند، ساخت ‌«جمع‌» آنها رادوباره جمع می بندیم.


برگرفته از کتاب : در ژرفای واژه ها اثر دکتر ناصر انقطاع




امضای میدوری :
[تصویر: mvd09b5.gif]
[تصویر: midori-sign-400.png]
( آخرین ویرایش در این ارسال: 11 - November - 2014 17 : 06 PM، توسط : میدوری .::. دلیل ویرایش: )
محل حضور کاربر در تالار :  admin میدوری در تالار ميدوری حضور ندارد .
ديدگاه کاربران برای مطلب : help (روی آیکون مورد نظر کلیک کنید تا دیدگاه شما ثبت شود . در صورت انصراف تا دوبار می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید . برای پاک کردن دیدگاه روی همان آیکون یک بار کلیک کنید تا دیدگاه شما پاک شود .)

برچسب ها :

11 - November - 2014 16 : 06 PM
نقل قول این ارسال در یک پاسخ


subscription
quickreply advancequickreply report

موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Heart selection آیین نوروزی و آلودگی واژه ها میدوری 1 971 18 - March - 2016 15 : 03 PM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش پنجم) میدوری 0 1,898 14 - January - 2015 18 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش چهارم) میدوری 0 1,390 14 - January - 2015 11 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش سوم) میدوری 0 1,225 14 - January - 2015 03 : 01 AM
آخرین ارسال: میدوری
Book selection ریشه و معنای واژه ی «کورش» (بخش دوم) میدوری 0 1,237 14 - January - 2015 54 : 12 AM
آخرین ارسال: میدوری

بازديدکنندگان از موضوع
کاربرانی که از موضوع بازدید کرده اند ( 1 ) کاربر




1 کاربر حاضر در تاپیک: (0 عضو, و 1 مهمان). 1 مهمان