تالار میدوری

نسخه کامل: بررسی واژه های «هوده , بهره , بخش ,حق و پاره»
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
بررسی واژه های «هوده , بهره , بخش ,حق و پاره»

روانشاد دکتر احمد آجودانی که دو کتاب بسیار ارزشمند به نام های «راز میتر‌ا» و «کلیله و دمنه به پارسی پاک‌» از او برجای مانده است. روزی در نشستی به من گفت: شما «هوده» را در کاربرد «بهره‌» بکار می برید. در جایی که «هوده» معنای ‌«حق» را می دهد.
در پاسخ این دوست از دست رفته گفتم:
برای شناخت بهتر این واژه، بهتر است آن را بازکنم. «هوده‌» از دو بخش «هو + ده‌» ساخته شده است که «هو‌» در زبان پارسی کهن و پارسی میانی به معنای «خو‌ب» است و ‌«ده» نیز ریشه ی اکنون از کار واژه ی «دادن» (دهیدن) است.
بر این پایه واژه ی ‌«هوده» یعنی ‌«یک چیز خوب که به آدمی داده شود‌» و در این کاربرد و با این شناخت ، می توان آن را درکاربرد ‌«نتیجه» و «بهره» نیز بکارگرفت و بجای بی بهره‌» و ‌«بی نتیجه» نیز باید گفت: «بیهود‌» (همان گونه که می گوییم) سپس افزودم ، انگیزه ی آنکه تو ، معنای ‌«هوده‌» را ‌«حق» می دانی شاید این باشد.
با اینکه ساخت «بیهوده‌» از پیشوند «بی» و واژه ی «هوده‌» ساخته شده است و معنای «بی بهره‌» و «بی نتیجه‌» و «بی سود» را می دهد ولی چون هر چیز بی بهره و سودی «هرز» و به گفته ی تازیا‌ن «باطل‌» است ، این پندار را برای تو پیش آورده که چون «حق» در برابر‌ «باطل‌» آمد ‌«هوده‌» نیز در برابر «بیهوده‌» است.
پس «هوده‌» معنای «حق» را هم می دهد. زیر‌ا «بیهوده‌» یعنی ‌«باطل‌» و همین پندار برای استاد معین هم پیش آمده و انگیزه ی آن شده است که در فرهنگش ، یکی از معناهای ‌«هوده» را ‌«حق» بنویسد ولی خود داوری کن که بجای ‌«من حق دارم این کار را بکنم» آیا می توانیم بگوییم: «من هوده دارم این کار را بکنم؟»
یا بجای «تو حق نداری» نمی توانیم بگوییم «تو هوده نداری‌» (یا ، تو بیهوده ای؟) بی گمان آنجا که ‌«حق‌» معنای ‌«بهره و سود» را می دهد (زیرا‌ «حق‌» معناهای فراوان دارد که درجستارهای دیگر به آن خواهم پرداخت). می توانیم «هوده‌» را بجایش بنشانیم.
برای نمونه هنگامی که می خواهیم بگوییم «حق من از فروش این خانه چیست‌». اگر بگوییم : «هوده ی من از فروش این خانه چیست‌» نادرست نیست.
دکتر آجودانی گفت: اگر «هوده‌» را بجای «بهره» بگیریم ، پس جانشین «نصیب ، حصه و قسمت» چه واژه هایی هستند؟
گفتم : بجای واژه ی «حصه و نصیب‌» می توانیم «بخش‌» را بکار بریم ، همان گونه که در برابر واژه ی تازی «قسمت» واژه پارسی «بخش» یا «پار‌ه» را داریم.


picture


برای نمونه هنگامی که می خواهیم بگوییم :
پسر دو حصه از دارایی پدر و دختر یک حصه از آن را ارث می برد .
می توانیم بگوییم‌ : «پسر دو بخش و دختر یک بخش از بازمانده ی دارایی پدر را می برد‌».
یا هنگامی که می خواهیم بگوییم : «نان را به سه قسمت کرد» .
می توانیم بگوییم‌ : «نان را به سه پاره کرد» یا «نان را به سه بخش کرد‌».
درباره ی واژه ی ‌«حق» نین تا آنجاکه به این گفتار وابسته است : می توان واژه ی «سزا‌» یا »سزاوا‌ر» را برگزید.
یعنی بجای اینکه بگوییم: ‌«من حق دارم این کار را بکنم‌» باید گفت : ‌«من سزاوارم که این کار را بکنم‌» . یا هنگامی که کسی را برای گناهی به زندان می اندازند ، بجای اینکه بگوییم: «حقش بود که به زندان رفت» می توانیم بگوییم: ‌«سزایش بود که به زندان رفت» و یا نمونه هایی در همین زمینه .
اکنون یکبار دیگر انچه راکه گفتم به کوتاهی بازمی گویم.
هوده ======== بهره (نتیجه)
بیهوده ======== بی بهره (باطل)
حق ======== سزا. سزاوار. (و چندین معنای دیگرکه در جای دیگرگفته خواهد شد).
حصه ======== بخش
قسمت ======== پاره ای از چیزی (ویا بخشی از چیزی)
نفع ======== سود

برگرفته از کتاب : در ژرفای واژه ها اثر دکتر ناصر انقطاع
لینک مرجع