تالار میدوری

نسخه کامل: بررسی واژه های «ناهار - نهار»
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
بررسی واژه های «ناهار - نهار»
بسیار دیده شده است که پارسی گویان و پارسی نویسان، جایگاه بکار بردن (و یا بهتر گفته شود، جایگاه درست بکار بردن) واژه ی«ناهار» و ‌«نهار» را نمی دانند و بدبختانه این نا آشنایی در برخی از فرهنگ نامه ها نیز دیده شده است.
از آن میان روانشاد دهخدا و حتا استاد دکتر معین دراین زمینه سخن استواری نگفته و هر دو واژه ‌«نهار» و‌ «ناهار‌» را کمابیش یکسان دانسته اند . در جایی که واژه ی «ناهار‌» پارسی است به معنای ‌«خوراک اندک» و واژه ی «نهار‌» تازی است، به معنای‌«روز.
با اینکه استاد معین در برابر واژه ‌ «نهار» (برگ ٤٨٦٣ فرهنگنامه خود) نوشته است: این واژه تازی است و مقابل شب و بویژه در آن فرهنگنامه یادآوری کرده است و می نویسد: «... بعضی ‌«نهار» را بجای «ناها‌ر» درست نمی دانند. چه نهاردر زبان عربی به معنا‌ی «رو‌ز» است و اصل آن ناهار است که باید با«دو الف» استعمال شود‌» استاد سپس می افزاید «در اینکه اصل کلمه ‌«ناهار‌» است، شکی نیست‌».
ولی باز هم در بخشی دیگر از فرهنگ نامه ی خود «نهار» را هم درکاربرد ‌«ناهار‌» بکار برده است.
شاید استادان ارجمندی چون دهخدا و دکتر معین نیز به خوبی جدایی میان این دو واژه را می دانستند ولی چون، برخی از گذشتگان ما، درهم ریختگی هایی را میان معنای این دو واژه پدید آورده بودند، این دو استاد نیز بناچار، همان درهم ریختگی ها را گزارش کرده اند.
بر این پایه بنگریم که این دو واژه ، چه معناهایی دارند و درکجاها باید بکار برده شوند.

ناهار:
این واژه بی چون و چرا پارسی است و از دو بخش (نا + اهار) و یا (نَ + آهار) ساخته شده است.
واژه ی «آهار‌» چنانکه فرهنگ های «معین، ناظم الاطبا،، دهخدا، اشتنگاس و برهان قاطع» می نویسند، به معنای «خوردنی، خورش، خوارکی‌» آمده است.
پس‌«ناهار» یعنی کسی که خوراکی نخورده (گرسنه است) واز بامداد تانیمروز چیزی نخورده باشد. به گفته ی دیگر «ناهار» یعنی: ناخورده، چیزی نخورده وگرسنه و..‌» ناگفته نماند که معنای واژه ی ‌«ناهار‌» ازواژه ی «ناشتا» جدا است و در فرهنگ اسدی و غیاث اللغات و رشیدی آمده است‌ : «ناشتا» کسی است که در آن روز، هیچ نخورده باشد، «نه ناشتایی و نه ناهار.‌»


picture


دقیتی می سراید:
روستایی , زمین چو کرد شیار
گشت عاجز که بود , بس «ناهار»

فردوسی می سراید:
نهادند خوان و بخندید شاه
که «ناهار» بودی همانا براه

و باز از فردوسی است:
چو شیران «ناهار» و ما گرسِنِه
که از کوهسار اندر آمد , رمه

و سرانجام ناصر خسرو سروده است:
بس که تو را دل به سوی عصیان مانده است
چون سوی طباخ , چشم مردم «ناهار»

در همه ی نمونه های بالا ، واژه ی ‌«ناهار» معنا‌ی «گرسنه‌» و «چیز نخورده» را می دهد ولی در زبان پارسی امروزی رفته رفته واژه ی ‌«ناهار‌» درکاربرد‌«خوراک نیمروزی‌» بکار رفت و معنای تازه را به خود گرفت.
بر این پایه هنگامی که می گویند: «زمان ناهار فرارسیده است‌» یعنی «دزمان خوردن خوراک نیمروز‌» است.
به همین انگیزه درگفتار پارسی زبانان کنونی، ساخت های: ناهارخوری، ناهارخوران، ناهارکشیدن،ناهار پختن، ناهارخوردن و... و... فراوان داریم.

نهار:
واژه ی «نهار» ریشه ی تازی دارد و در آن زبان معنای‌ «روز» را می دهد و استاد محمدتقی بهار، در این زمینه بویژه پافشاری می کرد که باید برای خوراک نیمروز‌ «ناها‌ر» گفته شود نه «نهار».
ساخت های «لیل و نهار = شب و روز» و «اَلفُ النهار = هزار روز‌» و ده ها مانند اینها در زبان تازی، نمایانگر آن است که واژه ی ‌«نهار‌» تازی است و نباید بجای واژه ی پارسی ‌«ناهار‌» بکار برده شود.
گفتم که گذشتگان ما، در دویست - سیسد سال کنونی، به انگیزه ی ‌«تازی زدگی» و یا ‌«ناآگاهی» و یا ‌«آسان انگاری» در بسیاری از نوشته هایشان واژه ی «نهار‌» تازی را بجای «ناهار» پارسی نوشته اند.

برای نمونه ، ناصرالدین شاه در سفرنامه اش به پاریس می نویسد:
‌«سوار اسب شده، راندیم برای سرخه حصار که در آنجا ‌«نهار!‌» خورده، بعد برویم...» و یا در جای دیگر از سفرنامه اش می نویسد:
« نهارگاه ما مشرف به دهی مُحَقَّر، بی آب، موسوم به گرگاب بود..‌»


این گونه نادرست نویسی ها، بدبختانه از سوی دیگران نیز دنبال شد . بویژه درباریان چاپلوس، گمان داشتند که چون، «ناصرالدین شا‌ه» این گونه نوشته است پس درست است و آنها نیز «نهار» را بجای «ناهار‌» بکار بردند.


برگرفته از کتاب : در ژرفای واژه ها اثر دکتر ناصر انقطاع
لینک مرجع